سفارش تبلیغ
صبا ویژن


پیشنهاد -


درباره مهاجر
پیشنهاد -
مدیر وبلاگ : مهاجر[197]
نویسندگان وبلاگ :
مسئول مسافرت[71]
معاون فرهنگی[2]
معاون علمی[2]
معاون اداری-مالی[2]
وحید نصیری کیا[13]
احسان آقارضایی[-2]
سعید توکلی[2]
محمد علی بیگی[0]
میهمان[6]

آی دی نویسنده
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
اطلاع رسانی
جهادی 87
جهادی 88
درباره جهادی
فعالیت‏ها در جهادی
خاطرات جهادی
فقر و محرومیت
مطالب طنز
فرکانس محرمانه
وقایع
شورای هماهنگی
مؤمن جهادی
خواهران جهادی
بسیج سازندگی
فرهنگی داخلی


.::رفیق قافله::.
شورای هماهنگی گروه های جهادی
تأملاتی در باب جهادی
بنیاد فرهنگی والی
مؤسسه جهادی
بسیج سازندگی
یاوران جهادگر
جواد الائمه
مهرباران
رضوان
رازدل
آفتاب طلایی(نیک شهر)

.::همرهان::.
آنتن [35]
کتاب های سید مرتضی [177]
فلسفه و حکمت [149]
باشگاه اندیشه [137]
صالحین شیعه [62]
ماهنامه حیات [146]
ماهنامه حضور [295]
ماهنامه راه [134]
سبکبالان [102]
مجاهد [390]
ساجد [133]
نائب [355]
[آرشیو(12)]

شماره دوم نشریه هجر.آبان 88.نسخهpdf آوای مهاجر


اشتراک فصلنامه مهاجر
 
لوگوی وبلاگ
پیشنهاد -

کلیه حقوق این وب‏گاه متعلق به گروه جهادی مهاجر است
Mohajer.basij@gmail.com
 RSS 

اول. نمی دانم چرا جهادی‏ها کمتر میل به نوشتن دارند. قاعدتاً وقتی چنین امری عظیم با چنین گستردگی حداقل در چند سال اخیر-به گواهی گزارشات بسیج سازندگی-در حال وقوع است باید در فضای مجازی یا غیر آن در حد معمول و معقول با نوشته‏هایی برخورد کنیم. ضربه‏اش را هم جهادی‏ها خورده اند هم جهادی. وقتی گزراش‏گری مثل اعتکاف یا یک اردوی تابستانی با جهادی برخورد می کند و یک متن کاریکاتوری از جهادی می نویسد. عکس جهادی.تزئینی است!
چرا جهادی رفته‏ها کمتر نمی نویسند و وقتی هم از آنها درخواست می شود در این باره چیزی بنویسند چندان رغبتی ندارد؟! به ذهن پاسخ‏هایی متبادر می شود:
1. جهادی چیزی برای نوشتن ندارد و یا آنچه از جهادی برای ما می ماند نوشتنی نیست.
 2. جهادی ها بیشتر «اهل دل»‏اند تا اهل قلم. چیزی نمی نویسند از این رو که خوش ندارند آنچه از جهادی دریافت کرده‏اند هویدا و همگانی شود.
 3. جهادی را اغلب دانشجویان مهندسی برپامی‏کنند و بیشتر هم در آن شرکت می کنند. دید و نگاه دانشجویان مهندسی پراتیگ است و اهل فلسفه‏بافی و تفلسف نیستند. یک کلام؛ اهل عمل و عملگی است. دوست دارد چیزی که می سازد با دستش لمس کند، شاید خیلی در این فضاها سیر نمی کند.
شاید همه اینها باشد و شاید هم نباشد. بررسی اینکه چرا انعکاس جهادی از سوی جهادگران به مقدار معقول نیست فرصتی دیگر می‏طلبد. لیکن راه حلی سهل‏الوصولی که ذهن می رسد اینکه اهل قلم و فرهنگ را و آنانی که قلمشان به نوعی دچار «هرزگی» است به جهادی ترغیب کنیم تا بالاخره منحصرا و مختصرا در متن‏هایشان اشاراتی درباره جهادی بیابیم. این اولین و ساده ترین راه حل است.

دیم. دوستی داریم که با دوستان دانشکده فنی تهران جهادی رفته است-که با هم نیم‏چه رفاقتی دارند- و اهل فکر و اندیشه و نوشتن هم هست. چیزی نوشته است درباره جهادی. «درس‏نامه جهادی»؛ به قول خودش «معمولا به چیزی می‌گویند درس‌نامه که از رویش درس می‌دهند، اما این درس‌نامه، متن درس گرفتن است، متن، تاملی‌ست درباره‌ی اردوی جهادی». فعلاً بروید در وب‏گاهش بخوانید. شاید چند وقتی دیگر اینجا هم بگذارمش.
+در س نامه جهادی/قسمت اول/به کجا/محمد علی بیگی  
از آنجا که دانشجوی همین دانشگاه خودمان است و بنده هم نیم‏چه رفاقتی با او دارم از او دعوت کردم که در اینجا هم بنویسد و یا حداقل نوشته‏هایش را اینجا هم بگذارد. هنوز که پاسخی نداده است.
یک مطلب دیگر هم این روزها منتشر کرده است درباره آنچه ما به آن می گوئیم فرهنگی خارجی.
+دکترین "آخی بی‌چاره" برای انتقال جهادی فرهنگ/به کجا/محمد علی بیگی

سیم. اوایل تابستان بود پورقربان زنگ زد و گفت که قرار است نشریه از طرف شورای هماهنگی دربیاورند. و خلاصه اینکه شما پیگیر کارش باش. ما هم قبول کردیم. تا الآن هم بطور فیزیکی کاری انجام نشده است. حالا اگر کسی مطلبی، ایده ای و یا کمکی می تواند بکند دریغ نکند. بالاخره نشریه از جهادی و برای جهادی است. نه از طرف سازمانی است نه از طرف کسی. آخر کلام بسم الله.

چهارم. قدیم‏تر ها که حقیر مسئول مسافرت بود سعی می کرد دیگران را به انتقاد نسبت به مسافرت جهادی برانگیزد. در جلسه پایانی مسافرت نظرات خوبی گفته شد. چه خوب است دوستان هم-چه امسالی ها و چه آنهایی که در جهادی شرکت کرده‏اند و یا حتی نکرده‏اند-چنین کنند و نظراتشان را برای گروه بفرستند، شاید که مؤثر باشد. سال گذشته هم بنده سه قسمتی درباره فعالیت‏ها نوشتم. اینکه (1)چه کردیم و (2)اگر چگونه بود بهتر بود و (3)چه کنیم. برای خودش آسیب‏شناسی بود به نوعی. بد نیست-و چه بسا بسیار پسندیده است- که مسئول مسافرت و معاونینش چنین کنند. هم تابستان است و هم خیلی از واقعه نگذشته است. فرصت را از دست ندهید. بنده هم مطلبی آماده کرده ام که به زودی می گذارم. ان شاء الله.



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 10:57 عصر روز چهارشنبه 88 شهریور 4