سفارش تبلیغ
صبا


وحید نصیری کیا -


درباره مهاجر
وحید نصیری کیا -
مدیر وبلاگ : مهاجر[197]
نویسندگان وبلاگ :
مسئول مسافرت[71]
معاون فرهنگی[2]
معاون علمی[2]
معاون اداری-مالی[2]
وحید نصیری کیا[13]
احسان آقارضایی[-2]
سعید توکلی[2]
محمد علی بیگی[0]
میهمان[6]

آی دی نویسنده
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
اطلاع رسانی
جهادی 87
جهادی 88
درباره جهادی
فعالیت‏ها در جهادی
خاطرات جهادی
فقر و محرومیت
مطالب طنز
فرکانس محرمانه
وقایع
شورای هماهنگی
مؤمن جهادی
خواهران جهادی
بسیج سازندگی
فرهنگی داخلی


.::رفیق قافله::.
شورای هماهنگی گروه های جهادی
تأملاتی در باب جهادی
بنیاد فرهنگی والی
مؤسسه جهادی
بسیج سازندگی
یاوران جهادگر
جواد الائمه
مهرباران
رضوان
رازدل
آفتاب طلایی(نیک شهر)

.::همرهان::.
آنتن [35]
کتاب های سید مرتضی [176]
فلسفه و حکمت [148]
باشگاه اندیشه [137]
صالحین شیعه [62]
ماهنامه حیات [146]
ماهنامه حضور [295]
ماهنامه راه [133]
سبکبالان [102]
مجاهد [389]
ساجد [133]
نائب [355]
[آرشیو(12)]

شماره دوم نشریه هجر.آبان 88.نسخهpdf آوای مهاجر


اشتراک فصلنامه مهاجر
 
لوگوی وبلاگ
وحید نصیری کیا -

کلیه حقوق این وب‏گاه متعلق به گروه جهادی مهاجر است
Mohajer.basij@gmail.com
 RSS 

 
جهادیسال گذشته به دلایلی و مشکلاتی که در رابطه با گروه جهادی و مسافرت جهادی ایجاد شده بود، جلسه‏ای تشکیل شد که صورت جلسه آن در ادامه می‏آید. البته مواردی که ارزش خود را به لحاظ گذر زمان از دست داده اند را حذف کردم.
یکی از  راه‏حل برون رفت از وضعیت فعلی گروه و حل مسائلی که گروه با آن روبه‏رو است -و بنده به دلیل دوری از فضای دانشگاه چندان با جزئیات آن درگیر نیستم، پیگری مصوبات آن جلسه است. پیشنهادی است که به ذهن حقیر می‏رسد.
انتخاب معاونین گروه، انتخاب منطقه مسافرت، بررسی مناطق استان سمنان، برگزاری یادمان مسافرت، تهیه گزارش مسافرت امسال، پیگری برنامه‏های داخلی دانشگاه و ... باید هرچه سریعتر پیگیری شود. هم چنین جلسات هم‏اندیشی و بررسی مشکلات و پیشنهادات درباره مسافرت امسال.


صـورت جـلسه یـکم شـورای مـرکزی گـروه جـهادی مهاجـر

زمان جلسه: 30 بهمن ماه 87-ساعت19 الی 22
مکان: اتاق بسیج –خوابگاه برادران
.
حاضرین: علی رضا احسانی/علی اکبر قربانی/ سعید توکلی/وحید نصیری‏کیا/محمدامین آجورلو/ سید حسین تقیان و محمد امین رحیمی‏پور.

1. شورای مرکزی گروه جهادی مهاجر
 1-1مورد بحث: نام شورا
پیشنهاد: مجمع یا شورای عالی گروه جهادی
نتیجه: «
شورای مرکزی گروه جهادی مهاجر» تصویب شد.
1-2 مورد بحث: هدف شورا
 
تصمیم گیری در مورد فعالیت‏های اصلی و عمده گروه بطور جمعی.
نتیجه: بدون تغییر تصویب شد.
1-3 مورد بحث: وظایف
پیشنهاد:
الف. انتخاب و عزل مسئول گروه.

ب. مشورت و تأیید در خصوص معاونین مسافرت و گروه جهادی.
ج. نظارت بر عملکرد گروه جهادی.
د. تأیید مکان مسافرت و برنامه های گروه جهادی.
خلاصه بحث: مورد اشکال اینکه کسانی که امکان دارد در فرآیند سفرهای پیش‏قراولی حضور نداشته باشند چرا باید در فرآیند انتخاب مکان مسافرت دخالت داشته باشند؟
قرار بر این شد کسانی‏که برای شاناسایی منطقه می‏روند گزارشی از وضعیت مناطق و فاکتورهای مورد بحث در مورد انتخاب منطقه و گزارش تصویری ارائه دهند و تصمیم‏گیری به عهده شورا-که بی‏ارتباط با تیم شناسایی نیست-باشد. این روالی منطقی به نظر می‏رسد.
همچنین موردی که مورد ابهام بود اینکه گروه هر فعالیتی بخواهد انجام دهد باید در شورا تصویب شود-با توجه به بند د. این روند زمان‏بر و طولانی خواهد بود.
باید توجه داشت که مورد (د) مربوط به تقویم اجرایی گروه است و به فعالیت‏های جدیدی که گروه طرح می‏کند و فعالیت‏های عمده و کلیت کار باز می‏گردد. که شاید در طول سال 1 یا 2 جلسه با این دستور کار لازم به تشکیل باشد.
نتیجه: تأیید مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه سمنان به مورد الف اضافه شد. بقیه موارد بدون تغییر تصویب شد.
1-4 مورد بحث: اعضاء
پیشنهاد:
مسئول گروه جهادی/مسئول حوزه بسیج دانشجویی امام حسین(ع)/ معاون فرهنگی گروه/مسئول سابق گروه/نماینده شرکت کنندگان مسافرت جهادی(منتخب در مسافرت جهادی) و یک عضو علی البدل(فاقد حق رآی).
تبصره-طریقه تصمیم گیری از طریق رآی‏گیری می‏باشد.
خلاصه بحث:
نماینده شرکت‏کنندگان مسافرت مورد ابهام است: 1. وظیفه این شخص در گروه جهادی چیست؟ آیا صرفاَ در جلسات شورا شرکت خواهد کرد؟ در این صورت این عضو فاقد کارایی است. 2.چرا نباید بقیه اعضا توسط رای‏گیری انتخاب شوند؟ این مورد در روند گروه مشکل ایجاد می‏کند. علاوه بر آنکه چرا باید تمام شرکت‏کنندگان در شورا دارای یک رای باشند ولی 4 رای دیگر افرادی هستند که به طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط مسئول بسیج انتخاب می‏شوند؟ 3.روند انتخاب این فرد چگونه خواهد بود؟ آیا این هر یک از شرکت کنندگان می‏تواند در انتخاب شرکت کند؟ همچنین هدف وجودی این نماینده مورد سئوال است.
با توجه به آنکه جانشین مسئول بسیج در سال آینده مسئول بسیج خواهد شد شرکت ایشان در این شورا و داشتن حق رای لازم است.
نتیجه: نماینده (و عضو علی البدل) شرکت‏کنندگاه مسافرت به دلیل ابهامات مطرح شده حذف شد. جانشین بسیج دانشجویی با حق رای به اعضای شورا اضافه شد.

2. معاونت‏های مسافرت
:
مورد بحث: حذف و اضافه و نظر درباره معاونت ها و مسئولیت و وظایفشان و پیشنهاد معاونین برای مسافرت 88.
+ مسئول مسافرت
الف. داخلی
معاون اول(نفر دوم مسافرت)/معاون فرهنگی داخلی/مستندسازی/شهرداری.
ب. خارجی
معاون طرح و برنامه(اجرایی یا هماهنگی)/عمرانی/تدارکات/ آموزشی/فرهنگی/ پژوهشی و فعالیت های تخصصی(دامپزشکی، پژشکی، اقتصاد و اشتغال و ...)
ج. مستقیم(زیر نظر مسئول مسافرت)
مسئول خواهران/معاون مالی-اداری.
بحث: دوستان زیاد بودن معاونین و بی‏کاری مسئول مسافرت را عنوان کردند.
بسیاری از مسائلی که در دوره‏های قبل به خوبی به آنها پرداخته نشد به خاطر همین کمبود معاونین بوده‏است(مثلاً مشکلات مالی، فرهنگی داخلی و ...). در صورت کم بودن کارها فرصت بیشتری برای تعامل سیستم مسافرت با شرکت‏کنندگان فراهم می‏شود که این خوب است. در نهایت تصمیم بر این شد که در صورت نبود معاون مناسب معاونت ها ادغام شوند و همچنین وظایف هر یک از معاونین مشخص شود.
همچنین درباره مطرح کردن گزینه‏های معاونین کار به صورت گروهی پیگیری شود. و در هر معاونت چند نفر فعالیت کنند.

3. وب‏گاه مسافرت جهادی:
به عنوان بازوی رسانه‏ای مسئول گروه(مسافرت) و گروه جهادی است.آنچه باید بپردازیم اطلاع رسانی در مورد برنامه ها و گزارش و نقد فعالیت ها توسط دوستان.
مورد بحث:
ارائه پیشنهاد و بحث درباره موارد زیر.
 پیشنهاد:
 
ایجاد پروفایل برای معاونین و یا مسئول اطلاع رسانی در جهت مشارکت دوستان.
انتخاب مدیر سایت در جهت ساماندهی و مدیریت مطالب.
بحث: صحبت خاصی نشد. قرار شد برای آقای سعید توکلی و علی‏رضا احسانی(مسئول گروه) پروفایلی باز شود.

4. برنامه های در طول سال:
برنامه های پیشنهادی
الف. نشر مجازی(سی دی/ وبلاگ/ پست الکترونیک/پیامک) و مکتوب(کتاب خاطره/نشریه/نشریه دیگر گروه ها).
ب. روزه اطعام(روزه عمومی): هر ماه یا هر دو هفته یک بار=انتخاب مسئول.
ج. جشنواره فیلم محرومیت. سال آینده(اردی بهشت یا مهرماه)
د. انتقال خون در دانشگاه.
ه.جمع آوری کتب آموزشی و فرهنگی.
و. همایش محرومیت(معرفی چهره های شاخص محرومیت زدایی)
ز. نمایشگاه عکس
ح. طرح اکرام
پیشنهاد و بحث درباره موارد فوق و اضافه نمودن طرح های پیشنهادی.



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 9:35 عصر روز جمعه 88 آبان 22


اشاره:
بالاخره این ویژنامه هم تمام شد. از قبلی خیلی بهتر است. دیگران باید نظر بدهند. خودم که می گویم از قبلی خیلی بهتر است. سرمقاله اش را در زیر آوردم. بقیه مطالبش را هم شاید هر چند وقت یک بار بگذارم این جا.
روجلد ویژنامه 

پرسش‏هایی که باید نو شوند
نگاهی دوباره به چند مشکل حرکت‏های جهادی

 1. ارزش هر چیزی در نزد آدمی به اندازه معرفتی است که به آن دارد. چه بسا انسان وسیله‏ را دارا باشد و یا اقدام به امری کند، لیکن به واسطه عدم شناخت از آن نتواند بهره‏‏ای در حد آن ببرد. جهادی نیز از این قاعده جدا نیست.
اگر آن را فقط برای پر کردن اوقات فراغت بخواهیم یک بهره‏ای دارد، و اگر جهاد در راه خدا بهره‏ای دیگر. و این کجا و آن کجا!
شناخت و معرفت به حرکت جهادی باید یکی از اولویت‏های جهادگران باشد. این معرفت باید نتیجه و اثری در عمل داشته‏باشد، اگر تزئینی و نمایشی نباشد.

2. چرا جهادی؟
این سوالی است که گروه‏های جهادی از ابتدا خود را با آن مواجه دیده‏اند. گویی این سوال همراه با مسافرت‏های جهادی متولد شده است. جهادگران هم سعی کرده‏اند برای رهایی از این پرسش چندوقت یک‏بار پاسخی برای آن دست‏وپا کنند. شاید هرگروهی بنا به پاسخی که به آن می‏دهد روش و رویکردی متفاوت در برابر جهادی پیدا می‏کند.
به نظر می‏رسد این سوال اشتباهی مطرح شده است. و جهادی‏ها خودشان در دام آن افتاده‏اند. به جای چرایی جهادی باید از چیستی آن پرسش کرد. پاسخ به این سوال چرایی آن را رفع خواهد کرد. جهادی‏روندگان اغلب در پاسخ چیستی و تعریف آن، اذعان کرده‏اند که جهادی را نمی‏توان فهمید الا به حضور در آن. این سخن تا حدودی به جا و منطقی‏است. لیکن همه پاسخ نیست. پاسخ به این چیستی دشوارتر از آن چرایی است. به همین سبب بوده‏است که جهادی‏روندگان را به سمت پرسش دیگر کشانده است. منظور از پاسخ دادن به
»جهادی چیست؟« این نیست که برویم و در این‏باره قلم‏فرسایی کنیم.
منظور این است که با ساخت فیلم‏های مستند محتوایی، نمایشگاه عکس، نوشتن داستان و رمان و ... این چیستی را به دیگران نشان دهیم. البته همچنین باید گفت که این پاسخ کامل نمی‏شود، مگر با حضور در جهادی.البته با هر فیلم و عکس و مکتوبی هم نمی‏شود چنین کرد. آنچه که تولید می‏شود باید بتواند آنچه را در جهادی اصل است منتقل کند. و این نیاز به افرادی دارد که خودشان درک صحیحی از جهادی دارند.

3. چرا جهادی‏ها آن‏چنان که باید نمی‏نویسند. نه به لحاظ کیفی که به لحاظ کمی. نه داستان و خاطره و ... بلکه تجربیات و آزمون و خطاهایشان را. چقدر راه و روش نو در جهادی آزموده شده که واسطه عدم مکتوب شدن انتقال نیافته و جز نامی از آن باقی نمانده است. جهادی‏تخصصی، جهادی‏ستادی، جهادی‏علمی، جهادی‏مستمر و ... در این چند سالی که جهادی در دانشگاه‏ها پا گرفته‏است آزموده شده است که گاه اعضای جدید آن از چگونگی آنها بی‏خبرند. هزینه‏ای که از جیب بیت‏المال بابت این آزمون و خطاها رفته‏است به کنار، چه مقدار نفر-ساعت بابت هر کدام از این طرح‏ها به جلسه و مشورت و کارفکری گذرانده شده است. فرض کنید هر مسافرتی مشکلات، طرح‏های نو، کارهایی که به ذهن معاونین رسیده ولی نتوانسته‏اند آن را عملی کنند و مواردی از این قبیل را در 4 صفحه مکتوب می‏کرد. ظرف 2-3 سال چند هزار صفحه از تجربیات مختلف در اختیار برگزارکنندگان گروه جهادی بود. گروه‏های دیگر به کنار، مسولین جدید گروه‏ها آنچه گروه خودشان از آنچه به واسطه چند دوره برگزاری مسافرت به‏دست آمده بی‏بهره نمی‏ماند.
این‏ها را با گزارش‏کارهای رنگ و لعاب داری که گروه‏های جهادی برای ادارات و خیرین می‏نویسند یکسان نپندارید. این جدای از آن‏هاست. ‏
پس؛ از گروه‏های جهادی انتظار می‏رود پس از برگزاری هر مسافرت جهادی تجربیات به‏دست آمده خود را برای بهبود وضعیت گروه خود و دیگر گروه‏ها مکتوب، و در دست‏رس دیگران نیز قرار دهند.      



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 1:33 عصر روز پنج شنبه 88 مهر 30


اول. نمی دانم چرا جهادی‏ها کمتر میل به نوشتن دارند. قاعدتاً وقتی چنین امری عظیم با چنین گستردگی حداقل در چند سال اخیر-به گواهی گزارشات بسیج سازندگی-در حال وقوع است باید در فضای مجازی یا غیر آن در حد معمول و معقول با نوشته‏هایی برخورد کنیم. ضربه‏اش را هم جهادی‏ها خورده اند هم جهادی. وقتی گزراش‏گری مثل اعتکاف یا یک اردوی تابستانی با جهادی برخورد می کند و یک متن کاریکاتوری از جهادی می نویسد. عکس جهادی.تزئینی است!
چرا جهادی رفته‏ها کمتر نمی نویسند و وقتی هم از آنها درخواست می شود در این باره چیزی بنویسند چندان رغبتی ندارد؟! به ذهن پاسخ‏هایی متبادر می شود:
1. جهادی چیزی برای نوشتن ندارد و یا آنچه از جهادی برای ما می ماند نوشتنی نیست.
 2. جهادی ها بیشتر «اهل دل»‏اند تا اهل قلم. چیزی نمی نویسند از این رو که خوش ندارند آنچه از جهادی دریافت کرده‏اند هویدا و همگانی شود.
 3. جهادی را اغلب دانشجویان مهندسی برپامی‏کنند و بیشتر هم در آن شرکت می کنند. دید و نگاه دانشجویان مهندسی پراتیگ است و اهل فلسفه‏بافی و تفلسف نیستند. یک کلام؛ اهل عمل و عملگی است. دوست دارد چیزی که می سازد با دستش لمس کند، شاید خیلی در این فضاها سیر نمی کند.
شاید همه اینها باشد و شاید هم نباشد. بررسی اینکه چرا انعکاس جهادی از سوی جهادگران به مقدار معقول نیست فرصتی دیگر می‏طلبد. لیکن راه حلی سهل‏الوصولی که ذهن می رسد اینکه اهل قلم و فرهنگ را و آنانی که قلمشان به نوعی دچار «هرزگی» است به جهادی ترغیب کنیم تا بالاخره منحصرا و مختصرا در متن‏هایشان اشاراتی درباره جهادی بیابیم. این اولین و ساده ترین راه حل است.

دیم. دوستی داریم که با دوستان دانشکده فنی تهران جهادی رفته است-که با هم نیم‏چه رفاقتی دارند- و اهل فکر و اندیشه و نوشتن هم هست. چیزی نوشته است درباره جهادی. «درس‏نامه جهادی»؛ به قول خودش «معمولا به چیزی می‌گویند درس‌نامه که از رویش درس می‌دهند، اما این درس‌نامه، متن درس گرفتن است، متن، تاملی‌ست درباره‌ی اردوی جهادی». فعلاً بروید در وب‏گاهش بخوانید. شاید چند وقتی دیگر اینجا هم بگذارمش.
+در س نامه جهادی/قسمت اول/به کجا/محمد علی بیگی  
از آنجا که دانشجوی همین دانشگاه خودمان است و بنده هم نیم‏چه رفاقتی با او دارم از او دعوت کردم که در اینجا هم بنویسد و یا حداقل نوشته‏هایش را اینجا هم بگذارد. هنوز که پاسخی نداده است.
یک مطلب دیگر هم این روزها منتشر کرده است درباره آنچه ما به آن می گوئیم فرهنگی خارجی.
+دکترین "آخی بی‌چاره" برای انتقال جهادی فرهنگ/به کجا/محمد علی بیگی

سیم. اوایل تابستان بود پورقربان زنگ زد و گفت که قرار است نشریه از طرف شورای هماهنگی دربیاورند. و خلاصه اینکه شما پیگیر کارش باش. ما هم قبول کردیم. تا الآن هم بطور فیزیکی کاری انجام نشده است. حالا اگر کسی مطلبی، ایده ای و یا کمکی می تواند بکند دریغ نکند. بالاخره نشریه از جهادی و برای جهادی است. نه از طرف سازمانی است نه از طرف کسی. آخر کلام بسم الله.

چهارم. قدیم‏تر ها که حقیر مسئول مسافرت بود سعی می کرد دیگران را به انتقاد نسبت به مسافرت جهادی برانگیزد. در جلسه پایانی مسافرت نظرات خوبی گفته شد. چه خوب است دوستان هم-چه امسالی ها و چه آنهایی که در جهادی شرکت کرده‏اند و یا حتی نکرده‏اند-چنین کنند و نظراتشان را برای گروه بفرستند، شاید که مؤثر باشد. سال گذشته هم بنده سه قسمتی درباره فعالیت‏ها نوشتم. اینکه (1)چه کردیم و (2)اگر چگونه بود بهتر بود و (3)چه کنیم. برای خودش آسیب‏شناسی بود به نوعی. بد نیست-و چه بسا بسیار پسندیده است- که مسئول مسافرت و معاونینش چنین کنند. هم تابستان است و هم خیلی از واقعه نگذشته است. فرصت را از دست ندهید. بنده هم مطلبی آماده کرده ام که به زودی می گذارم. ان شاء الله.



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 10:57 عصر روز چهارشنبه 88 شهریور 4


بخشی از سخنان آقای قاسمیان:
امام(ره) را دفن نکنید و در خاطرات نبرید. این کار مانند آن است که در مورد امیرالمؤمنین(ع) فقط مطلب بخوانی و بگویی به‌به! عجب امیرالمؤمنینی! امام را دفن نکنید. الآن، امام زنده وجود دارد. چرا دائماً می‌گویید امام رفت؟ امام شخصیتی خاصی داشت، همان طور که خود اهل‌بیت گاهی اوقات با هم قابل مقایسه نیستند. خودشان می‌گویند افضلنا علی. در حال حاضر به اذعان دوست و دشمن خیرالموجودین در این جایگاه قرار گرفته است. نباید کاری کنیم که این مسئله تضعیف شود، چون امروز در نقطه مهمی قرار گرفتیم. من اهل حرف‌های انتخاباتی نبودم و نیستم و نخواهم بود. ولی امروز روز امتحان ماست که سکوت کردن کار منکِر و منکَر است. به فرمایش حاج آقای صدیقی سکوت کردن منکر است.
برای مطالعه کامل متن سخنرانی و دریافت فایل صوتی به اینجا(+)مراجعه کنید.



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 3:41 عصر روز سه شنبه 88 خرداد 19


با سلام خدمت دوستان جهادگر!
شورا هماهنگی حرکت های جهادی-که در قبل وصفش برفت-19 و 21 فرودین ماه سال جاری  قصد دارد ادامه جلسات کارگروه های خود را در قالب اردویی برگزار نماید. امور اجرایی و ... را هم بین گروه های جهادی تقسیم نموده است. 
تهیه نشریه این برنامه هم به ما(گره جهادی دانشگاه سمنان) واگذار شده است. 
مواردی که در ادامه آمده است حاصل گفت و گو با آقای پورقربان(از اعضای شورا) و آنچه به ذهن من آمده است.از دوستان محترم درخواست می شود در صورتی که نظری درباره سرفصل ها دارند و یا مطلبی در این رابطه به رشته تحریر درآورده‏اند (و یا در فرصت باقی‏مانده قصد دارند بنویسند) برای ما ارسال نمایید. 
1. شورای هماهنگی
2. اندیشه
بحث تحلیلی، محتوایی و مبنایی پیرامون حرکت جهادی
با آثاری از: علامه جعفری/استاد مطهری/صفایی حائری/مرتضی آوینی
-آسیب‏شناسی حرکت‏های جهادی(مبایی و اجرایی-عمل و نظر)
-فقر و فقرزدایی
3. حرکت‏های جهادی
-معرفی چهره‏های برتر و الگو
-تجربیات گروه‏های جهادی(در زمینه های مختلف)
-گزارش تصویری از اردوهای نوروزی(88)
4. ادب
-داستان کوتاه و خاطرات(معرفی و نقد کتاب/داستان کوتاه)
-شعر و شاعری
-متن ادبی
در نگارش مطالب این نکته را در نظر داشته باشید که این کارگروه ها برای فعالین گروه های جهادی تشکیل می شود. همچنین با توجه به فرصت اندک باقی مانده مطالب خود را حداکثر تا 17 فروردین ماه ارسال کنید(Mohajer.basij@gmail.com).



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 1:0 صبح روز جمعه 88 فروردین 7


اشاره:

در این نوشتار قرار است به پدیده‏ای به نام «حرکت جهادی» که چند سالی است بین دانشجویان هم معمول شده است؛ بپردازیم. در اینجا قصد نداریم شما را برای شرکت کردن در این سفرها مجاب کنیم و یا حتی با دلایل منطقی لزوم و ایجاب آن را به شما اثبات کنیم. بنابراین اگر پس از مطالعه آن هنوز به لزوم آن پی نبردید اصلاً مهم نیست.


1. دانشجو جماعت از آنجایی که دانش‏جوست  برای انجام هر کاری استدلال عقلی-منطقی طلب می‏کند و محال ممکن است پیش از آن که برای انجام کاری -حالا هر کاری- قانع بشود دست به آن بزند. ولی این همه آن نیست. و باز هم از آنجایی که در این مرز و بوم قریب به اتفاق دانشجو جماعت، جوان است و یکی از ویژگی‏های جوان-حالا هر جا که باشد- تحرک و شور است، برای کارهایی که کمی هیجان داشته باشد و حلقه‏ای از رفقای صمیمی در آن جمع باشند خیلی هم دنبال دلیل و استدلال نمی‏گردد-و از قدیم هم گفته اند که پای استدلالیان چوبین بود.

2. علمای «جهادی»(1) بر دو شعبه‏اند -و البته واضح است که اختلاف آراء همه جا مذموم نیست- برخی برآنانند که جهادی تعریف‏پذیر نباشد و هر کس طالب باشد کوله سفر بر دوش کشد و سختی راه بر تن پذیرد تا بداند که جهادی چیست. و به قول شیخنا یحیی «حالِ ذوق جز به ذوق نتوان دانستن»(2). و شعبه‏ای دیگر کوشش بسیار در تعریف جامع و مانع برای جهادی نموده‏اند-سعیکمٌ مشکور. در این تعاریف نیز کثرتی بسیار باشد. البته اگر خوب در این دو شعبه -که خود فِرَقِ گوناگون دارند- اندیشه کنی درمی‏یابی که نظر شعبه اول هم تعریفی است از جهادی-آنچه به تعریف ناید. و ما را نیز موافقتی است  با شعبه اول.

3.از آن زمان که دکارت در میراث فکری یونانی-مسیحی شک کرد و پس از آن‏که اگوست کنت(3) فلسفه تحصلی را بنیان نهاد و آراء او مقبولیتی عام یافت و طریقت شاخت حسی و تجربی بر شناخت عقلی غلبه یافت، دیگر امور ماورائی هم در پرتو این نظریه شناسایی می‏شود و از همین جاست که تئولوژی(4) شکل می‏گیرد.     
در جهانی که خدا را با حس تجربه می‏کنند چه کسی می‏تواند به راقم این سطور معترض شود که علم شناخت جهادی را
«جهادی‏لوژی» نام نهد. پس ما چنین کردیم.

«جهادی لوژی» در تعریف شیخنا(5) مرکب از «جهادی» به معنای مسافرت یا حرکت جهادی و «لوژی» به معنای شناختِ حصولی و هم‏ریشه با
Logic [منطق] است. برای روشن شدن معنای آن به عنوان مثال می‏توان به لغت متالوژی(6) اشاره کرد. متالوژی مرکب از «متال» به معنای فلز و «لوژی» به معنایی که در بالا ذکر شد علم شناخت حصولی فلز از طریق تجربه است.

4. شاید ندانید جهادی چیست؛ شاید هم دیده باشید فیلم‏هایی که از سیما پخش می‏شود و شاید هم با خود گفته باشید که مگر من فعله‏ام(7) که بعد از این همه درس خواندن –آخر درس هم که نمی‏خوانی!- بروم برای دیگری بیل بزنم! که حالا چه بشود؟ باز اگر یک کاری بود که به تخصص‏مان می‏خورد یک چیزی. و الخ.
این همه گفتی، حالا بگذار من هم بگویم.
اول بگویم که این همه که گفته‏اند جهادی تخصصی همه‏اش باد هواست-و در باد هوا نیز ثمراتی است. نه اینکه نباشد، ولی جهادی نیست-در ذات. دوم بگویم که بیل هم  بزنی نه تنها پولی کف دستت نمی‏گذارند، از جیب مبارک هم باید چیزی خرج کنی! شرح مختصر آن هم این است که وقتی برای دیگری بیل می‏زنی مستحق مزدی! حال آن که بیل می‏زنی برای خودت. یعنی برای خودت مفید است. پس در قبال این فایده‏ای که می‏بری باید یک چیزی بدهی. اما اینها که گفتم همگی حاشیه‏ای بود برای گفتن این متن که اصلِ اصول جهادی است. و آن چیزی نیست مگر بیل-و تو چه می‏دانی که بیل چیست؟ و این بیلی که من می‏گویم همان بیلی نیست که دسته چوبی دارد و بدنه فلزی. که القضا این بیل هم دسته چوبی دارد و بدنه فلزی. و در همین جاست که واژه جهادی‏لوژی به کار می‏آید. یعنی شناخت به حس. این شناخت از روزهای دوم و سوم به بعد رخ می‏دهد. آنجا که بر اثر مجالست با بیل و مداوت بر بیل‏زنی -و در جنب آن فرغون‏بَری- ماهیچه‏های برخی نواحی بدن جمادی(8) دچار دردهای مضمن شده‏است. مبادا در این موقع -که درد رو به فزونی است- بر کسی یا خودت لعنتی نثار کنی که مستجاب است. اینجاست که تقلیل و تضعیف قوای جسمانی –و گاه شیطانی- راه را برای تقویت قوای روحانی باز خواهد نمود و بهجت و سرور زایدُالوصفی در دانشجوی بیلْ‏زَن –که متصف به صفت جهادگر شده است- ایجاد می‏کند. و این‏گاه است که گاه سرخوشی و سرمستی است و گاهِ تصدیق سخن شیخ کبیر ما، که گفته بود: حالِ ذوق جز به ذوق نتوان دانستن. و چون بر این کار مداوت کنی حال سرخوشی مدام شود و به نوری تبدیل شود در درون. و این نور، نور جهاد است که خاموش نشود جز به تعلقات دنیوی. و بر جهادگر فرض است بر مراقبت بر این حال. و گمان نبری این عدم تعلق تجویزی است بر درویشی. عدم تعلق به امور دنیوی همانا آن است که بدانی همه چیز للهی و إلی اللهی است. و این نشدنی است مگر برای خالصان درگاه خدای تعالی. و آن که نتواند چنین کند چگونه تواند جهادی را درک کند؟ و به این سبب است که جهاد از گرده اناث خارج است
–از آن روی که آنها را با بیل و امثال آن کاری نیست -و نمی‏تواند باشد!
و مبادا این بیل تو را به گمان غلط بیاندازد که این سازنده‏گی که اینان در پی آنند؛ ساختن خانه و کاشانه‏‏ای است برای بی‏سرپناهی.

که این است و همه‏ی آن نیست. آن عمرانی که اینان در کار آنند ساختن عمارت روح است. و چه عمارتی گران‏بهاتر از آن؟

5. و آنچه ذکرش رفت همه جهادی نیست. چگونه انسان می‏تواند تنها به فکر خویش باشد در برابر مردمانی که زندگی بر آنها سخت می‏گذرد. چگونه می‏توان کنج فراغت گزید؟ پس جهادگر سعی وافر می‏کند تا آنچه در توان دارد-و بیش از آن- برای خدمت به این مردم هزینه کند(9)! تجارتی کند پر سود! سودی که از حساب خارج است. و کیست که با خدا معامله کند؟!

6. در مصحف شریف آمده است که قیام کنید برای خدا؛ یکی یکی و دوتا دوتا. و گمان نبری که این روال همیشگی است. که در جای دیگری از همان آورده است که چنگ بزنید به ریسمان خدایی همگی. و این گردِهَم آمدن مقدم است بر آن چنگ زدن. ارزیدن و زیبایی جهادی هم در این اعتصام جمعی است.

ختم کلام؛ جهادی در دل ثمراتی دارد که جز با معرفت به آن حاصل نشود، و معرفت به آن جز با تأمل و تفکر در آن به دست ناید. که مروارید در دل صدف است و صدف در عمق بحر. و مروارید را به دست نیاورد جز غواص کارآزموده.
و این‏ها که به چشم سر می‏بینی به برکت جهادی است نه خود آن. زارع گندم می‏کارد. هم کاه درو می‏کند هم گندم. لیکن او قصد گندم داشته است، کاه هم در کنار خوشه گندم رشد کرده.     

پی‏نوشت:
1. منظور از «جهادی» در این متن به طور اخص«مسافرت جهادی» و به طور اعم«حرکت جهادی» است. که برای سهولت در نوشتار بصورت مختصر از «جهادی» استفاده می‏شود.
2. فی حالت طفولیت.
3. وفات به سال 1857م.
4. که به اشتباه علم معارف یا خداشناسی ترجمه کرده‏اند.
5. یکی از علمای جهادی که نامش در نسخ خطی کهن از بین رفته است.
6. متالورژی. یکی از رشته های علوم مهندسی در دانشگاه. رشته تحصیلی علی دایی در دانشگاه شریف. دانشجویان این رشته در برابر پرسش‏کنندگان رشته تحصیلی‏شان به جای واژه سخیف مواد از این واژه استفاده می‏کنند تا علاوه بر نیفزودن پسوند مخدر از سوی مخاطب و فراهم نکردن اسباب استهزاء خود حالت حیرت و پرسش را در فرد مذکور ایجاد کنند. منبع: برگفته از فرهنگ‏نامه علوم دانشگاهی MIT  ترجمه دکتر آرمین صادقی/چاپ نیلوفر/1383.
7
. همان عَمَله خودمان.
8. مادی.
9. و این است یکی از تفاوت‏های  بین جهاد و خدمت.

 

 



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 10:37 صبح روز دوشنبه 87 اسفند 19


تأملی پیرامون پدیده روزمرگی
اشاره:
شاید این را گفته باشم -لیکن ذکر دوباره­اش در اینجا شاید لازم باشد. آنچه امروز جهادی-و مخصوصاً جهادی خودمان- به آن نیازمندیم تعمیق معرفت نسبت به حرکت جهادی است. وقتی درباره جهادی صحبت می­کنیم یا چیزی می­نویسیم از واژه­ها یا مفاهیمی استفاده می­کنیم که معنای آنها اگر برای خودمان روشن باشد برای دیگران شاید تعریف درست و روشنی متناسب با  گفتِ جهادی نداشته باشد. برای مثال مفهومی به نام «روزمرگی» که زیاد خوانده­ و شنیده­ام، در نوشتارها و گفتارها راجع به جهادی؛ ولی تا به حال هیچ تعریفی از آن ارائه نشده‏است-لااقل من در جایی ندیده‏ام. و این موارد کم هم نیستند. در ادامه تعریفی ارائه داده‏ام که برگرفته از نگاه یک متفکر است.   

تعریف دیگری از انسان
روزمرگی، بارزترین شکل زندگی کردن انسان است؛ فرمی از بودن که انسان‏ها را شبیه هم می­سازد و این بهانه‏ای برای در کنار هم بودن انسان‏هاست؛ بستری که انسان‏ها، زندگی روزانه و عادی را در آن سیر می‏کنند.
در اینجا انسان به عنوان موجودی که در عالم است معنا پیدا می­کند؛ نه از آن حیث که به عنوان فاعل شناسایی(ذهن) است. به عبارتی دیگر اگر انسان عالم نداشته باشد آنگاه وجود ندارد. بنابراین هیچ انسانی نمی‏تواند بدون عالم باشد. به این ترتیب، هستی انسان با حضور انسان در عالم گره خورده است و به بیان دیگر هستی انسان بدون حضورش در عالم بی‏معنا تلقی می‏شود. در تعریف سنتی جهان یعنی«مجموعه اشیاء»، ابعاد و شرایط اصیلی برای ما مبهم بودند در اینجا می‏کوشیم تا با ارائه معنای وجودی برای جهان، این ابهامات برطرف شود.
انسان در تلقی سنتی که از میراث فلسفی بر جای مانده است، به دو دلیل فراموشی و تقلیل ماهیت او و تبدیل شدنش به سوژه، انسان بی‏جهان شد. قصد داریم که بُعد فراموش شده انسان را-یعنی وجود داشتن که ملازم حضور داشتن و در عالم بودن انسان است-تحلیل کنیم. در این نظرگاه انسان سوژه­ای نیست که بر فراز جهان ایستاده باشد و بتواند فارغ از ارزش‏گذاری با آن مواجه شود، بلکه انسان-به معنایی که ذکر کردیم-و جهان چنان در هم تنیده‏اند که امکان جدا ساختن آنها از یکدیگر وجود ندارد. این درهم تنیدگی، برخورد با ساده‏ترین ابزار در زندگی روزمره را شامل می‏شود.

روزمرگی، محصول ارتباط با «دیگری»
انسان-به عنوان واقعیت دارای عالم- امروزعالم ندارد و جای خود را در عالم گم کرده است. این عالم همان نسبت‏ها و رابطه‏هایی است که انسان برقرار می‏کند. به عبارتی انسان از جایی یا لحظه‏ای که وجود دارد، همراه با دیگران است. انسان واقعیتی است که شناختنش مبتنی است بر نسبت ها و ارتباطاتی که با دیگران برقرار می‏کند.
او از حضور دیگری بطور کلی باخبر است و از اعمال و افکار دیگران، تصورهایی دارد. جهان او به گونه‏ای بنیادین، جهادی گشوده به روی دیگران است. هر انسان فهمی از هستی دارد و در این فهم دیگری دخیل است. جهان متعلق به یک انسان نیست؛ هر انسان جهان خود را می‏سازد و این ساختن بدون ارتباط با دیگری میسر نیست. نمونه کلی و نوعی دیگران «هر کس» است. هیچ‏کس در زندگی هر روزه خویشتن، ناب نیست و نمی تواند باشد.
انسان در نسبت برقرار کردن در عالم، همواره با یک «هر کس» یا «هر فرهنگی» رو به رو می‏شود. این هر کس، ساختار ماهوی انسان است؛ نه شرطی که بتوان از آن چشم پوشید. انسان همواره با یک هر کس رو به روست.
هر کس دارای دو کارکرد مثبت و منفی است.  در کارکرد مثبت خود منشأ امکانات جدید برای انسان می‏شود و او را در بارور کردن خویش یاری می‏رساند و در کارکرد منفی خود، حجاب میان انسان و وجود می‏شود.
هر کس قابل اطلاق به یک فرد نیست و کلیتی است که تمام رابطه­های انسان از سطحی­ترین تا عمیق­ترین آنها را پوشش می­دهد و به شدت قدرتمند است. انسان به عنوان موجودی که با دیگران زندگی می­کند، تابع دیگران می­شود و دیگر خودش نیست. خلاصه زندگی معمولی و هر روزه­ای که او در پیش می­گیرد، از آن جهت که تماماً وابسته و تابع دیگران است، اصیل نیست. با این تابعیت­اش، از خود واقعی و منحصر به فردش دور می­شود و یکی مانند دیگران می­شود.
این حکم که می­گوید «خودت را بشناس» به معنی آن نیست که از جامعه روی­گردان شویم و کنج عزلت برگزینیم تا یک «من محض» پیدا کنیم؛ خودشناسی واقعی عبارتست از اینکه جایگاه خویش را در جهان بیابیم و بنابراین با فرهنگ و اجتماع درگیر باشیم؛ نه اینکه جهان و جامعه را در پرانتز قرار دهیم و به «من استعلایی» مجرد دست یابیم.
انسان در زندگی می­تواند انتخاب­های اصیل و در نتیجه زندگی اصیل داشته باشد. همچنین می­تواند خود را به دست هرکس بسپارد، که نتیجه آن انفعال منجر به روزمرگی انسان است. در زندگی روزمره انسان اصرار و تلاشی برای طی کمال ندارد و خود را به موج می­سپارد.
از تبعات روزمرگی این است که انسان از «مرگ­-آگاهی» جدا می­شود. آگاهی از تناهی و اندیشیدن به مرگ بسیار حائز اهمیت است، زیرا انسان با آگاهی از تناهی­اش، متوجه فرصت اندک حیاتش می­شود و آن را غنیمت می­شمارد(1). انسان اصیل موجودی معطوف به مرگ­آگاهی است. هرکس در کارکرد منفی خود حجابی می­شود که مرگ­آگاهی را از انسان می­گیرد. این پتانسیل در انسان وجود دارد که با دیگران زندگی کند اما همچون آنان نیندیشد، انتخاب نکند و اخلاق و آداب آنها را نپذیرد. از لحاظ وجودی، این اصالت حقیقی، طریق موجه و متعادلی است که روزمرگی در آن درک می­شود.
هرروزگی، آن شیوه وجودی­ای است که انسان با آن زمان زندگی­اش را سپری می­کند؛ خواه خودش زندگی را راه‏بری کند یا بر اساس «با همدیگر زیستن» چنین کند. در برابر نیروی مقتدر روزمرگی، مفهوم «مصمم بودن» قرار دارد.     
با وجود این، هرروزگی یک‏سر منفی نیست. بینش برآمده از این نوع زندگی می­تواند در برابر بینش علمی قرار گیرد و این به زیان بینش هر روزه نیست. علم است که با بی‏توجهی به زندگی هررزوه، کم می­آورد. اما آن نیروی مهیب و ویران‏گر عادت که در دل روزمرگی نهفته است، یک خطر جدی است. ساحل­نشینان آوای موج را نمی­شنوند و کسانی که در شهر زندگی می­کنند، به عناصر ویران‏گر زندگی شهری عادت می­کنند و ناهم‏خوانی آنها را با آزادی درنمی­یابند.
در زندگی روزمره، یکسان­سازی و هم­شکل شدن اصل است، در حالی­که ذات تفکر پویایی است و جایی برای یک‏شکل بودن نمی­گذارد و ذات بحران در این هم­شکل و یکسان شدن همه است. انسان بطور کلی نمی­تواند با دیگران مخالفت کند و راهش را جدا سازد بلکه در جنبه‏هایی از آنها جدا شده و بر اساس انتخاب خود عمل می­کند. انسان با این انتخاب اصیل، لحظات نابی را فراهم می­آورد که اختصاص به من دارد و لحظه اصیل را می­آفریند(2).
[من می‏گویم] مسافرت جهادی یکی از طرق خروج از روزمرگی و آفرینش لحظه اصیل است. سفر جهادی-لااقل برای نخستین بار- پدیده‏ی کاملاً تازه‏ای است که کمتر کسی در زندگی خود تجربه کرده‏است. گسستی که با سفر جهادی در حلقه تکرار زندگی هررزوه ایجاد می‏شود سبب ایجاد فرصت تفکر و خودآگاهی و حرکت به سمت مرگ‏آگاهی را به انسان می‏دهد. به جهادگر این فرصت را خواهد داد-و به او تذکر می‏دهد-که چگونه باید از روی انتخاب و آگاهی تصمیم بگیرد.
پی­نوشت:
1. این نوع نگاه به مرگ آگاهی فارغ از اثرات اخروی، بیشتر به اثراتی که در زندگی دنیوی دارد توجه دارد.
2. این متن خلاصه‏ای از مقاله‏ای مندرج در ماهنامه خردنامه بود.



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 12:14 صبح روز شنبه 87 بهمن 19


یک گروهی در سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی پیرامون موضوع جهادی فعالیت می‏کند به نام مهرباران. جلساتی می‏گذارد درباره مشکلات مناطق محروم با حضور نمایندگان گروه‏های جهادی که در یک منطقه مسافرت برگزار کرده‏اند. موضوعش هم بررسی مشکلات این مناطق است.
درباره استان ایلام هم جلسه 5 شنبه 17 بهمن ماه برگزار خواهد شد. از گروه ما هم دعوت شده‏است. اگر دوستان نظری دارند که گمان می‏کنند در این رابطه مفید باشد اعلام کنند که نماینده گروه در آنجا مطرح کند.



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 12:22 صبح روز یکشنبه 87 بهمن 13


حضور محترم مسئولین گروه­های جهادی عضو شورای هماهنگی حرکت­های جهادی

سلام­علیکم

پیرو مذاکرات و مراسلات قبلی کارگروه اقتصادی شورای هماهنگی حرکت­های جهادی، به استحضار می­رساند جلسه اول این کارگروه در تاریخ 3/11/87 در دفتر دبیرخانه این شورا برگزار شد.

     اهم مطالب بحث­شده در این جلسه شامل موارد ذیل بوده است:

1-    بررسی معضلات و مشکلات اقتصادی و معیشتی جوامع روستایی

2-    اهمیت محوریت کارآفرینی و اشتغال در مناطق روستایی

3-    نقش مؤثر حرکت­های جهادی در انجام این نوع فعالیت­ها

     در پایان جلسه مقرر شد که گروه­های جهادی، طرح­ها و برنامه­های خود را اعم از ایده، ایده­های طراحی­شده، طرح­های مدلسازی­شده، گزارش از فعالیت­های انجام­شده را جهت برگزاری جلسه دوم و تصمیم­گیری جهت طراحی طرحی جامع و قابل استفاده برای گروه­های جهادی با استفاده از تجربیات تمامی گروه­ها، به دبیرخانه شورای هماهنگی فرستاده و نمایندگان این گروه­ها برای بحث­های نهایی و اتخاذ تصمیمات نهایی این کارگروه، حضور به هم رسانند.

     فلذا از همه علاقه­مندان و مسئولین اقتصادی و پژوهشی مجموعه­های جهادی خواستاریم طرح­ها یا گزارشات فعالیت­های مرتبط را حداکثر تا تاریخ 14/11/87 به طور خلاصه به دبیرخانه شورا ارسال فرمایید.

     بدیهی­است عدم همکاری با کارگروه مذبور به منزله انصراف از فعالیت­های اقتصادی در گروه جهادی است. در ضمن گروه­هایی که سابقه فعالیت در این زمینه نداشته­اند و علاقه­مند به فعالیت هستند بایستی علاقه­مندی به حضور خود را همراه با معرفی مسئول مربوطه حداکثر تا تاریخ 14/11/87 اعلام نمایند.

     نکته: جلسه دوم کارگروه اقتصادی، پنج­شنبه 17/11/87 ساعت 10 تا 12 در محل دفتر دبیرخانه شورا برگزار می­گردد.

کارگروه تخصصی اقتصادی و اشتغال­زایی

دبیرخانه شورای هماهنگی حرکت­های جهادی

-------------------
پی‏نوشت:
چند وقتی است که در ذهنم است که معاونتی فعال در جهادی با هدف ایجاد و بهبود وضعیت اشتغال و اقتصاد در منطقه مسافرت ایجاد کنیم. متأسفانه سال گذشته معاونت پژوهشی هم نداشتیم. ولی به نظرم با الویت نخست باید در این زمینه تلاش کنیم.
با این تفاسیر اگر دوستانی هستند که علاقه به فعالیت در این زمینه را دارند سریع تر اعلام آمادگی کنند تا بتوانیم مقدمات کار را تا برگزاری مسافرت فراهم کنیم. اگر با تحقیقات این معاونت پروژه عمرانی در منطقه تعریف شود که نور علی نور است.  
ضمناً از طرف گروه ما در این جلسات (جلسه هفته پیش) کسی شرکت نداشته است!



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 3:56 عصر روز پنج شنبه 87 بهمن 10


به نامش و به یاریش
با سلام
همانطور که مستحضرید طبق مصوبه جلسه دوازدهم هیئت امناء شورای هماهنگی حرکت های جهادی به تاریخ دوشنبه 25/9/87، دبیرخانه شورا جهت سازماندهی و هم افزایی بین گروه­های جهادی و ترویج هرچه بیشتر تفکر جهادی اقدام به تشکل کارگروه های تخصصی نموده است .
طرح ایجاد کارگروه اقتصادی گروه های عضو شورای هماهنگی حرکت های جهادی و طرح اجمالی کارگروه های شورای هماهنگی حرکت های جهادی به همراه دعوت نامه‌ای به پیوست این ایمیل ارائه می گردد.
اولین جلسه این کارگروه جهت آشنایی مسئولین فعالیتهای پ‍‍ژوهشی- عملیاتی حوزه اقتصادی و اشتغال و اعضای فعال در این زمینه در تاریخ پنج­شنبه 3/11/87 از ساعت 10 الی12 در محل دبیرخانه شورا تشکیل می‏گردد.
ازبرادران و خواهران محترم تقاضا می گردد که در صورت عدم امکان برای حضور در جلسه و در صورت تمایل به شرکت در کارگروه حتماٌ و به هر وسیله ممکن مانند پست الکترونیک و یا تماس با دفتر دبیر خانه، مسئول کارگروه را مطلع سازند. بدیهی است که عدم اطلاع رسانی تمایل به شرکت در کارگروه، به منزله عدم حضور در نظر گرفته خواهد شد.
با تشکر
پی‏نوشت:
دوستانی که علاقه دارند در این جلسه شرکت کنند جهت حضور اعلام آمادگی نمایند.



نویسنده : وحید نصیری کیا » ساعت 1:0 صبح روز شنبه 87 دی 28

<      1   2   3      >