سفارش تبلیغ
صبا


مسئول مسافرت -


درباره مهاجر
مسئول مسافرت -
مدیر وبلاگ : مهاجر[197]
نویسندگان وبلاگ :
مسئول مسافرت[71]
معاون فرهنگی[2]
معاون علمی[2]
معاون اداری-مالی[2]
وحید نصیری کیا[13]
احسان آقارضایی[-2]
سعید توکلی[2]
محمد علی بیگی[0]
میهمان[6]

آی دی نویسنده
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
اطلاع رسانی
جهادی 87
جهادی 88
درباره جهادی
فعالیت‏ها در جهادی
خاطرات جهادی
فقر و محرومیت
مطالب طنز
فرکانس محرمانه
وقایع
شورای هماهنگی
مؤمن جهادی
خواهران جهادی
بسیج سازندگی
فرهنگی داخلی


.::رفیق قافله::.
شورای هماهنگی گروه های جهادی
تأملاتی در باب جهادی
بنیاد فرهنگی والی
مؤسسه جهادی
بسیج سازندگی
یاوران جهادگر
جواد الائمه
مهرباران
رضوان
رازدل
آفتاب طلایی(نیک شهر)

.::همرهان::.
آنتن [35]
کتاب های سید مرتضی [176]
فلسفه و حکمت [147]
باشگاه اندیشه [137]
صالحین شیعه [62]
ماهنامه حیات [145]
ماهنامه حضور [294]
ماهنامه راه [133]
سبکبالان [102]
مجاهد [389]
ساجد [133]
نائب [355]
[آرشیو(12)]

شماره دوم نشریه هجر.آبان 88.نسخهpdf آوای مهاجر


اشتراک فصلنامه مهاجر
 
لوگوی وبلاگ
مسئول مسافرت -

کلیه حقوق این وب‏گاه متعلق به گروه جهادی مهاجر است
Mohajer.basij@gmail.com
 RSS 

در این شب سیاهم گم گشته راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
حدود 20 روز از تموم شدن جهادی می‏گذرد؛‏ و من نیمی از آن را در جهادی گذراندم! یکی از خصوصیات جهادی، کمیاب بودن جهادی است. مثل ماه رمضان. غم آخر جهادی (وقتی ساکت رو گرفتی دستت و به سمت اتوبوس حرکت می‏کنی!) غم بدی است! با اینکه چند روز از جهادی چهارمم می گذرد هنوز به حالت عادی برنگشتم. عجیب‏ترین خبری که طی این چند روز شنیدم کنسل شدن جهادی امیرکبیر بود(+)؛ مسخره‏ترینش هم بسته شدن «همشهری جوان»! 
جهادی برای من چیزی جز ؛ چند تا واحد پاس کرده و چند تا افتاده و دو سال عقب افتادن از برنامه زندگیم و عوض شدن یک عمر مسیر زندگی نداشت(البته چیز کمی هم نبود)! خودم تصور می‏کنم برای چیزهایی که در جهادی به دست آوردم بهای زیادی نپرداختم...
بگذریم...
بالاخره قالب وبلاگ رو که قول داده بودیم عوض کردیم(+) ولی هنوز هم وبلاگ مهاجر مدیر ندارد! بالاخره «یک مرد» پیدا خواهد شد. روی قالب و قسمت آرشیو هم دارم فکر می‏کنم(البته نه زیاد!) سعی می‏کنم در اسرع وقت کار به یک نتیجه‏ای برسد. اگر از دوستان در زمینه طراحی قالب مهارت دارند لطفاً به بنده اطلاع بدهند.
قرار بود درباره مسافرت امسال چندتا مطلب بنویسم(+) چند تا آماده هستند که در روزهای آینده ملاحظه خواهید کرد.   
از اینکه پراکنده و طولانی هستند معذرت می‏خواهم؛ از آشفتگی ذهن حقیر است.



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 7:0 صبح روز شنبه 87 مرداد 26


به امید خدا امروز عازم ایلامم. بیشتر برای جهادی می‏رم. اول برای بیل زدن می‏رم دوم برای دو سه تا کار پروژه‏های خودمون و ...
یا علی



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 9:37 صبح روز چهارشنبه 87 مرداد 16


تا امروز (سه شنبه 8 مرداد) ایلام بودیم! با رسول مصداقی. ساعت 19 هم با هواپیما برگشتیم!
سعی می کنم طی روزهای آینده پیرامون موضوعات زیر بنویسم:
+ درباره این سفر(نقاط ضعف و قوت)
+ گزارشی از فعالیت های مسافرت امسال
+ جهادی ستادی
+ جلسه میانی مسافرت امسال
+ و ...


نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 12:6 صبح روز چهارشنبه 87 مرداد 9


[یادداشت های 23 روزه]
بیست و یکم هجرت
1. امروز ساعت 8 رسیدیم تهران. سعید رضایی با بچه ها تماس می گیره! یه سری هم من تماس گرفتم!
2. خشکه مسافرت توی مرحله خوبی نیست! خدا کنه که فردا پس فردا درست شه!
3. آقا روحی هم برای آشپزی جور شد!
4. یه مورد هم هست درباره شرکت در مسافرت، سعی می کنم فردا بنویسم! موقش الانه!  
التماس دعا
نصیری کیا(مسئول مسافرت)



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 12:0 صبح روز شنبه 87 تیر 22


[یادداشت های 23 روزه]
بیستم هجرت
1. ساعت 9 جلسه شورای اداری با بخشدار بود! که بحث خودرو و دیگر مسائل حل شد.
2. وسایل آشپز خونه هم بردیم محل اسکان!
3. چند جای دیگه هم سر زدیم!
4. ساعت 2 رفتم ایلام، بچه های علو صنعت هم اومدن! ساعت 18 به سمت تهران حرکت کردیم!
5. بچه ها هم محل اسکان رو دارن آماده می کنند!
التماس دعا
نصیری کیا(مسئول مسافرت)
 ایلام



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 11:56 عصر روز جمعه 87 تیر 21


[یادداشت های 23 روزه]
نوزدهم هجرت
1. صبح رفتیم سمت زرین آباد برای جلسه شورای اداری ساعت 9!
اصلاً جلسه خوبی نبود.
2. بعد هم رفتیم سازمان تبلیغات، و سپاه منطقه!
3. ظهر رفتیم سازمان تبلیغات! بچه های علم و صنعت هم اومدن! ناهار رو خوردیم! دو تا از بچه های علم و صنعت رفتن ایلام! من و علیزاده هم برگشتیم زرین آباد.
4. بچه هم شناژ خونه ها رو آماده می کنند و مصالح رو می بارن پای کار!
5. آموزش و پرورش هم برای امکانات و بحث علمی پیگیری می کنند!
6. بعد از ظهر هم من و نظیف کار و علیرضا احسانی رفتیم برای آماده کردن محل اسکان برادران!
7. مسجد هم مشکل زمین داره در حال حل شدنه!
التماس دعا
نصیری کیا(مسئول مسافرت)
 ایلام



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 9:29 عصر روز جمعه 87 تیر 21


[یادداشت های 23 روزه]
هجدهم هجرت
1. صبح دو قسمت شدیم! من رفتم دنبال نامه بنیاد شهید که برای دهلران پاراف شد و فرهنگی و ارشاد برای کتاب!
علی هم پیگیر حواله سیمان از استانداری! ساعت 9 هم رفتیم کمیته با آقای ایراندوست معاون مسکن کمیته استان صحبت کردیم! بعد از اون هم علی رفت سرابله برای گرفتن سیمان! منم با 3 تا از بچه های علم و صنعت رفتیم زرین آباد!
2. ساعت 16 رسیدیم زرین آباد. بعد از ظهر رفتیم بازدید از محل اسکان خواهران، دیوار مدرسه بیش از اندازه کوتاه بود! باید مدرسه عوض بشه! یه مدرسه دیگه هم دیدیم اونهم مشکل جا داشت. بعد هم رفتیم بردی برای محل اسکان برادران، یه دوطبقه بود مشکل زیاد داشت، رفتیم یه مدرسه دیگه، خدا رو شکر مشکلی نداشت! آشپز خونه هم همون جا جور شد! فقط باید وسایل رو از یه جا بیاریم!
3. رفتیم مسجد روستا 8، 9 تا جوون داشتند دعا توسل می خوندن! بنده به شخصه کف کردم! مسجدی که 7، 8 ماهه روحانی نداره!
4. پروژه ها هم داره درست می شه! 
التماس دعا
وحید نصیری کیا(مسئول مسافرت)
 ایلام



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 9:18 عصر روز جمعه 87 تیر 21


[یادداشت های 23 روزه]
هفدهم هجرت
1. امروز ساعت 8.15 به سمت ایلام حرکت کردیم! ساعت 11 رسیدیم. بسیج سازندگی و معاون عمرانی استانداری هم برای مصالح پیگیری کردیم! قرار شد فردا باید بریم حواله رو بگیریم.
2. بنیاد حفظ هم رفتیم. قرار شد برای کتاب تماس بگیرند!
3. سازمان ملی هم رفتیم.
4. بعد هم رفتیم کمیته امداد استان.
5.قطار هم داره جور می شه!
6.بچه ها زرین آباد محل اسکان رو دارن آماده می کنن!
7. پروژه ها هم داره پیگیری می شه!
8. فردا هم ایلامیم!برای پیگیری مصالح! 
التماس دعا
وحید نصیری کیا(مسئول مسافرت)
 ایلام



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 5:31 عصر روز دوشنبه 87 تیر 17


[یادداشت های 23 روزه]
شانزدهم هجرت
1. ساعت 8.30 رسیدیم اندیمشک! بعد هم دهلران و زرین آباد،ساعت 11.
2. بعد از ظهر رفتیم برای بازدید پروژه ها!
یکی از خونه ها که وام نداشت قرار شد فردا نقشش رو پیاده کنیم.
یکی هم پی 90 متری اون هم نامناسب ریخته بود که دوباره باید شناژ روش اجرا بشه! 
یکی دیگه از خونه ها هم چون وامش بعیده هماهنگ بشه نرفتیم! مسجد هم جاش عوض شده! زمینش هنوز معلوم نیست!
خونه عالم هم باید با سازمان تبلیغات صحبت کنیم! 
3. محل اسکان هم فردا باید بریم ببینیم!
4. جمع آوری کتاب، بلیط قطار، حشکه و ... بقیه  دوستان تهران پی گیری می کنند.
5. چهارشنبه هم جلسه فرمانداریه.
   6. فردا برای هماهنگی مصالح می ریم ایلام. بچه ها دو قسمت می شن! پروژه ها و محل اسکان!
7. از جمعه هم یه روحانی اومده پهله!

التماس دعا
وحید نصیری کیا(مسئول مسافرت)



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 5:25 عصر روز دوشنبه 87 تیر 17


[یادداشت های 23 روزه]
پانزدهم هجرت
1. با علی رفتیم بسیج سارندگی،خیابان سئول! خوب بود! از ایلام قرار شد پیگیری کنیم! بیشتر بحث مصالح بود! 
2. به جای دیگه نرسیدیم! چند جا هم تلفنی پیگیری کردیم! ان شاء الله دوستان پیگیری خواهند کرد!
3. امروز ساعت 19 هم به سمت اندیمشک و بعد هم منطقه عازمیم. دوستان تا شروع مسافرت هستند! بنده حداکثر تا 21 منطقه خواهم بود!
4. باز هم اگر دوستان می توانند در تهران کمک کنند یا علی! با بنده تماس بگیرند! اگر هم دوستان برای بحث فرهنگی؛ عمرانی و یا علمی پول جور کردند سریعتر اطلاع بدهند! بن کتاب هم!  

التماس دعا
وحید نصیری کیا(مسئول مسافرت)



نویسنده : مسئول مسافرت » ساعت 4:5 عصر روز شنبه 87 تیر 15

<      1   2   3   4      >