سفارش تبلیغ
صبا


فقر و محرومیت -


درباره مهاجر
فقر و محرومیت -
مدیر وبلاگ : مهاجر[197]
نویسندگان وبلاگ :
مسئول مسافرت[71]
معاون فرهنگی[2]
معاون علمی[2]
معاون اداری-مالی[2]
وحید نصیری کیا[13]
احسان آقارضایی[-2]
سعید توکلی[2]
محمد علی بیگی[0]
میهمان[6]

آی دی نویسنده
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
اطلاع رسانی
جهادی 87
جهادی 88
درباره جهادی
فعالیت‏ها در جهادی
خاطرات جهادی
فقر و محرومیت
مطالب طنز
فرکانس محرمانه
وقایع
شورای هماهنگی
مؤمن جهادی
خواهران جهادی
بسیج سازندگی
فرهنگی داخلی


.::رفیق قافله::.
شورای هماهنگی گروه های جهادی
تأملاتی در باب جهادی
بنیاد فرهنگی والی
مؤسسه جهادی
بسیج سازندگی
یاوران جهادگر
جواد الائمه
مهرباران
رضوان
رازدل
آفتاب طلایی(نیک شهر)

.::همرهان::.
آنتن [35]
کتاب های سید مرتضی [175]
فلسفه و حکمت [147]
باشگاه اندیشه [137]
صالحین شیعه [62]
ماهنامه حیات [145]
ماهنامه حضور [294]
ماهنامه راه [133]
سبکبالان [102]
مجاهد [387]
ساجد [133]
نائب [355]
[آرشیو(12)]

شماره دوم نشریه هجر.آبان 88.نسخهpdf آوای مهاجر


اشتراک فصلنامه مهاجر
 
لوگوی وبلاگ
فقر و محرومیت -

کلیه حقوق این وب‏گاه متعلق به گروه جهادی مهاجر است
Mohajer.basij@gmail.com
 RSS 

آقایان، خانمها، از شما می پرسم آیا با توجه به توضیحات بالا می توانیم بگوییم مسائل اقتصادی اسلام عاطفی است؟! احساساتی است؟!

در روایتی آورده شده است که: حضرت امام جعفر صادق (ع) از اسحاق بن عمار پرسید: ای اسحاق زکات مالت را چه کار کردی؟ گفت : یابن رسول ا…. مومنین می آیند و (به اصطلاح ما) گونی گونی می‏برند. معلوم می شود مرد ثروتمندی بوده است. حضرت شدیداً پرخاش کرده و با تعجب فرمودند: ای اسحاق، نمی بینم تو را، مگر اینکه ذلیل کردی انسان هایی با ایمان را. تو با خدا محاربه کردی.

به این ترتیب اگر کسی بگوید: صبر کن تا فقر، انسانی را مجبور کند که بیاید و بگوید آقا من ندارم، به من کمک کن، این شخص با خدا در حال جنگ است، و بزرگترین معصیت را مرتکب شده است. آیا با این حال می توان گفت: اقتصاد، در اسلام اخلاقی است؟ احساساتی است؟ عاطفی است؟ انشاا… در فقر زدایی تاخیر نکنیم و از این ایدئولوژی و از این مکتب، بیش از این شرمنده نباشیم.

دقت کنیم که چون این روایات حقوقی است، می توان بر روی آنها فتوی داد. اگر در جریان فقرزدایی کاری کنیم که آبروی آن فقیر برود، با خدا جنگ شده است. در ارتباط با فقر و فقرزدایی باید حرکت‏های جمعی انجام پذیرد! در آن دورانی که امپراتوری روم و ایران قانونی برای کارگری که به دوران پیری برسد نداشتند، علی بن ابیطالب(ع) ایستاده بودند و پیرمردی نابینا، در حال عبور گدایی می‏کرد. حضرت امیرالمومنین(ع) سوال کردند این چیست؟ (و نه این کیست؟) یعنی پدیده گدایی یعنی چه؟ از اینجا می توانیم احساس کنیم که گدا در زمان علی بن ابیطالب(ع) نبوده است، و الا ایشان تعجب نمی‏کردند، در این صورت احتمالاً می فرمود: ببرید و مثلاً کارش را انجام دهید فرمود: ما هذا؟ این چیست؟ گفته شد: یا امیرالمومنین، یک مرد مسیحی است. جای حیرت است که در آن زمان علی بن ابیطالب(ع) چکار می کرد؟! هنوز منطق اسلام فهمیده نشده بود که در اصل حیات، مسیحی، یهودی، زرتشتی، مجوس، شنتو و بودا نداریم؛ همه مساویند. مسئله “کرمنا بنی آدم” است. خدایا! علی(ع) در میان آنان چه می کرد؟! رجل نصرانی! جواب را نگاه کن! در حقیقت جواب، همان سؤال است، علی بن ابی‏طالب(ع) گفت: این چیست؟ «فقال: استعملتموه فاذا کبر و عجز منعتموه انفقوا علیه من بین المال». این مرد در روزگار جوانی، در جامعه شما کار کرده است. دقت کنید! تکیه بر کار خیلی حساس است. نه در مدونه قانون ژوستینین رم که بسیار قانون مهمی است، و نه در قانون یونان که سولون پدرِ مادر افلاطون وضع کرده بود، در خصوص ارزش کار از این خبرها نیست. حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود: شما از این مرد کار گرفته‏اید، در جامعه کار کرده است، حال که به دوران کهنسالی رسیده است، او را از معاش و از حیات محروم کرده‏اید؟! او از بیت المال مقرری دارد. مقرری اش را به او پرداخت کنید. نه اینکه جمع کنید! جمع کنید نیست. انفقوا علیه من بیت المال. یعنی حیات قانون دارد. این انسان، از بالا که آمده، حق حیات را با خودش آورده است. از شکم مادر که بیرون آمده، بر پیشانی اش نوشته شده که این موجود حق حیات دارد. الان مدیر جامعه شما، من (علی ابن ابیطالب) هستم. زمامدار شمار من هستم. ببرید و مقرری اش را به او بدهید.

یک روز پس از اتمام نماز، پیامبر اکرم(ص) دعا می کردند. اشرف موجودات و نزدیک‏ترین انسان به خدا، در حال نیایش با ایزد یکتا گفت:«اللهم بارک لنا فی الخبز» خدایا نان ما را مبارک فرما. (نان به عنوان اقتصاد است) یعنی: توفیق بده اقتصاد مان را عاقلانه تنظیم کنیم، عدالت برگزار شود. «فلولاالخبز ما صلینا و لا صمنا ادینا فرائص ربّنا» اگر برای ما نان نباشد (یعنی فقر بر ما حاکم باشد) نه نماز می خوانیم و نه روزه می‌گیریم و نه می توانیم واجبات را ادا کنیم. می‏فرماید: پروردگارا، اصلاً حیات من وابسته به نان است. توفیقم بده اول مسائل نانم را تنظیم کنم. بعد شروع کنم به حرکت تکاملی خود. البته مسائل اقتصادی و قوانین اقتصادی اسلام زیاد است. این مختصر برای رد نگرش آنان که معتقدند فقر در اسلام امضاء شده است، بیان گردید.

در اینجا یک مطلب فوق العاده با اهمیت وجود دارد که آن را بطور مختصر مطرح می کنم. همه شما می‏دانید، به آن گونه ای که اسلام به خون ارزش و اهمیت داده است، هیچ مکتب و عقیده ای، این توجه را نداشته است. یک انسان مساوی است با همه انسان‏ها، مخصوص اسلام است، و این مسئله در هیچ یک از مکاتب شرقی و غربی دیگر یافت نمی گردد. قرآن می فرماید: ما مقرر کردیم بر بنی اسرائیل (که دنباله روی حضرت ابراهیم بودند و ما مسلمین هم دنباله روی حضرت ابراهیم هستیم) که اگر کسی یک انسان را بدون عنوان قصاص یا فساد در روی زمین بکشد، مثل این است که همه انسان ها را کشته است و اگر یک نفر را احیا کند، مثل این است که همه انسان ها را احیا کرده است. من فرمولی بالاتر از این برای عظمت جامعه آدمی سراغ ندارم. یک انسان یعنی صد میلیارد، هزار میلیارد و هر قدر انسان که بر روی کره خاکی قدم گذاشته و قدم خواهد گذارد و تا آخرین فردش مساوی یک انسان است، از نظر عظمت.
حال پس از این مقدمه، به این مسئله فقهی پیرامون موضوع بحث دقت فرمایید: فقها مطرح کرده‏اند و نه کتاب های اخلاقی. صاحب جواهر، شیخ طوسی و امثال این فقهای بزرگ فتوی داده اند. اگر کسی مضطر باشد به یک طعام و غذایی که در دست دیگری است، گرسنگی من هم به حد اضطرار رسیده است، یعنی، اگر نخورم مردنی هستم. بر دارنده طعام واجب است که آن را در مقابل دریافت وجه عادلانه به مضطر بفروشد، و بر مضطر نیز واجب است که آن را بخرد، زیرا مسئله جان در کار است. اگر دارنده طعام که مضطر نیست آن را نفروخت و یا با اختیار نیز طعام را واگذار نکرد، بر مضطر واجب است به شکلی نان را از چنگ او در آورد. مثلاً با ضمانت مثل یا قیمت آن را غصب کند. یعنی: بعداً یا مثل طعام و یا پولش را به مالک بدهد. تاکید می کنم! باید طعام را با ضمانت مثل یا قیمت به هر شکلی است از او بگیرد! و حتی بدزد! می گویند اگر نتوانست، باید گلاویز شود. (لیکن نه از اول با قصد کشتن) و طعام را بگیرد و زندگی خود را نجات بدهد. اگر در این درگیری«قتل المالک فدمه هدر و ان قتل الجایع فمظلوم مذموم» اگر در این کشاکش صاحب طعام بمیرد، خونش هدر است. و اگر مضطر بمیرد، مظلوم مرده است. خونش به گردن مالک طعام است. فقه است، احساسات خام و ابتدایی نیست و این فتوی را در آن مکتب داده اند که فرمود: اگر یک نفر یک انسان را بکشد، مثل آن است که تمام انسانها را کشته است. چرا در اینجا تجویز کرده که اگر مالک کشته شد خونش هدر است؟

البته ممکن است این فتوی جای دقت بیشتر داشته باشد البته فتوایی است که بنده از ? – ? نفر از فقها با دلائل مربوط استخراج کرده ام.
مطلبی را که در پایان بحث عرض می کنم از عبدا…. و صافی است که می گوید: امام محمد باقر(ع) از قول پیامبر اکرم (ص) فرمود: کسی که شب را صبح نماید، درحالیکه همسایه اش گرسنه است، به من ایمان نیاورده است. ممکن است فردی که ساکن خیابان نیاوران است با توجه به این حدیث بگوید الحمدا… دور و بر ما گرسنه‏ای نیست. لیکن باید به او گفت هم اکنون همسایه شما آن انسان خرمشهری، آن خانواده دهلرانی، خراسانی، آذربایجانی، شیرازی و انسان های آن سوی مرزهای کشور پهناورمان باشند؛ زیرا که با پیشرفت تکنولوژی، جوامع به هم نزدیک شده‏اند، انسان‏های غریبه دیروز، امروز آشنایان نزدیک گشته‏اند. باید بصیر بود!

خداوند بر اهل هیچ آبادی که گرسنه ای در آنجا آرمیده است، نظر نخواهد کرد. کدام نظر؟ اگر خداوند نظر خود را از کسی قطع کند چه می شود؟ دعای کمیل را بیاد آورید، امیرالمومنین(ع) عرض کرد: خدایا، گیرم که بر سوزندگی دوزخ تو تحمل و شکیبایی کنم، اما چگونه بر گردانیدن نظر تو از من صبر نمایم! یعنی: بر آن نظری که خواهد گشت چگونه صبر کنم!

خلاصه کلام آن که اگر کسی روزی به شما بگوید، مسئله امضاء شده است، قبول نکنید. عجیب است که می گویند، احکامی است که فقط مربوط به فقر است. احکامی است مربوط به جهاد با کفار، و اگر برای اجرای احکام مربوط به فقرا خود آنان باید در جامعه حضور داشته باشند، پس بفرمایید! کفار را نیز ایجاد کنید، تا احکام مربوط به آنان به عنوان احکام جهاد جاری شود. باید متعهدانه با قضایا برخورد داشت و بدانیم اگر چیزی را می گوئیم و می نویسیم، فردای امروز و در روز قیامت باید پاسخگو باشیم. ما همواره باید «و قفوهم انّهم مسئولون» را احساس کنیم. بنابراین، مطالب را مستند بر مبنا بگوئیم و بنویسیم. بر اساس منابعی که امروز عرض شد، اگر کسی بگوید، فقر در اسلام رسمیت دارد، قطعاً از اسلام بی خبر است. حتی فتوایی را می خواهم عرض نمایم، اگر کسی در روز ماه مبارک رمضان بگوید، فقر در منابع اسلامی تثبیت شده و باید بقا و دوام داشته باشد روزه این شخص باطل است.

به هر حال، خداوند انشاءا… همه شما را موفق و موید بدارد. امیدواریم این مسائل که خیلی حیاتی است به همین سخنرانی های محض خلاصه نشود.



نویسنده : مهاجر » ساعت 1:0 صبح روز دوشنبه 87 بهمن 7


اشاره:
به نظر آنچه در وهله اول گروه های جهادی باید به آن توجه کنند عمق بخشیدن به مبانی معرفتی حرکت جهادی است. چه بسیار از این قبیل فعالیت ها که از روی احساسات شکل گرفته است ولی به دلیل عدم توجه به این مهم یا به انحراف کشیده شده است و یا بعد از مدتی کم فروغ شده است. قطعاً منظور نظر این نیست که در بحث نظری بمانیم. نظری مطلوب است که راهنمای عمل و حرکت و انگیزه شود. لیکن اگر برای این قبیل بحث ها فرصت نداریم همان بهتر که دست به برگزاری چنین حرکت هایی نزنیم. که بد تبیین و تبلیغ  نکردن چه بسا بدتر از تبیین نکردن باشد.
علامه جعفری از آن دست کسانی است که شأن و مقام علمی شان برای کمتر کسی آشکار است و در نوعی گمنامی به سر می برند. متن زیر 
سخنرانی علامه محمد تقی جعفری(ره) در همایش فقر و فقرزدایی (اسفند69-دانشگاه امیر کبیر) است.

اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» (حدید آیه ??)
در گذرگاه حیات انسانها، دو پدیده فقر و غنا تاریخی بس کهن داشته، و با توجه به اهمیت حیات بسیار جدی و مورد توجه می باشند، زیرا مربوط به خود حیات بوده و از عوارض آن محسوب نمی شوند. هر اندازه آگاهی انسان بیشتر شود، بر جان او افزوده شده، و جان او ریشه دارتر می گردد؛ و همچنین هر اندازه نیاز مادی انسان بیشتر شود در حیات او نقص و به میزان رفع نیاز، سیر و حرکت در جهت کمال اتفاق می‏افتد.


مسئله فقر از حدود و دایره احساسات و عواطف برتر بوده و بر این اساس کسانی که تنها، با تکیه بر یک سری مسائل عاطفی زودگذر قصد اقدام برای فقرزدایی را داشته باشند بر موضوع آگاهی ندارند.

آیه شریفه ای که لحظاتی قبل قرائت شد و نیز آیات فراوان دیگر، هدف از بعثت انبیاء را اقامه قسط و عدل در جوامع بشری معرفی می کند. حضرت امیرالمومنین علی (ع) در خطبه ای می فرماید:«و واتر علیهم انبیاء لیثیروا فیهم دفائن عقولهم» خداوند برای اجرای هدف هایی و از آن جمله برانگیختن نهادهای مخفی مغز انسان ها، پیامبران را پشت سرهم فرستاد تا آنچه در عقل و در کارگاه بزرگ مغز دارند را به فعالیت بیندازند. «و معایش تحییهم»، معاشی که آنان را احیاء نماید. یعنی بدون نظم معاش، جامعه مرده است.

در این کلمات عربی دقت کنید! تحییهم، مونث است، در کنار معایش که جمع است، و معایش تحییهم، معاشی که آنان را احیاء نماید. بعد، قرآن من، با آنان سر و کار داشته باشد، پس قرآن با چه کسانی سر و کار دارد؟ با زنده ها! با مرده ها کاری ندارد. «لینذر حیاً و یحق القول علی الکافرین». جامعه ای که در بلای مرگزای فقر روزگار می گذراند متشکل از انسانها نیست، بلکه شکل گرفته از تابوت های متحرک است.

موضوع را با این سوال ادامه می دهم که: چه شده است، در بعضی از کتب اخلاقی پدیده مذموم فقر را به مکتب و دین نسبت داده و تاکید می نمایند که باید فقر در برابر غنا وجود داشته باشد؟ باید در جامعه فقیر وجود داشته باشد ولو به آن معنی که:
«انّ الانسان لطیغی ان راه استغنی» بنده گمان نمی‏کند یک نفر متکلم، یک فیلسوف اسلامی و یک صاحب نظر، بتواند چنین استدلال را مبتنی بر مدارک و منابع معتبر بنماید. اسلام می گوید:« ان الانسان لیطغی ان راه استغنی» وقتی انسان احساس بی نیازی کرد و احساس کرد که وابستگی به هیچ چیز ندارد، بنای طغیانگری خواهد گذارد. سوال این است که چگونه امکان دارد اسلامی که پیام خود را خاص زندگان می داند و می فرماید:«لینذر من کان حیاً» ، فقر را که موت اکبر است، تایید نماید؟

«
نحن قسمنا بینهم معیشتهم» ما معیشت را در میان انسان ها تقسیم کردیم. از نظر ذوق، از نظر استعداد، از جنبه انرژی کار، از جهت اشتیاق به کار، از نظر تفاوت محیط ها و …. مسلم این است که دو انسان کاملاً شبیه به هم پیدا نخواهند شد که یکسان کار کنند و نیز موقعیت آن دو در ارتباط با عالم ماده یکی باشد. بدیهی است که در تولید، یک انسان با عشق کار می‏کند و انسانی دیگر با اکراه، در استهلاک نیز خصوصیات روانی انسان ها نقش دارد.

علامه جعفری(ره)ما نمی توانیم یک قیچی بدست بگیریم و ویژگی های انسان را چیده و آنان را به زنبور عسل و موریانه تبدیل نمائیم، و اگر بیشتر ترقی کردیم، آنان را به دندانه های یک ماشین ناآگاه مبدل کنیم. اگر این کار محال انجام شد، تساوی حاصل می آید و آن وقت همه انسانها در بهره گیری از مواهب مساوی می شوند و بالطبع فقر و غنا هم نخواهد بود! با توجه به خصوصیات گوناگون انسان ها، توان استفاده از مواهب طبیعت متفاوت است. اما بدون تردید، محال است که اسلام فقر را امضاء نموده باشد.

روایت زیر بطور متواتر نقل شده است :
اگر اموال در دست انسان ها و متمکنان و آنانی که مال دارند عادلانه انجام بگیرد، هیچ فقری در دنیا پیدا نمی شود. یعنی: فقر ریشه کن می گردد. خداوند حیات را به نحوی، و قوانین آن را به نحو مخالف نیافریده است. علی بن ابی طالب(ع)فرمود: ما چند بار از پیغمبر(ص) شنیده ایم که می فرمود: هیچ امتی مقدس نخواهد شد تا اینکه حق ضعیفش از قوی گرفته شود.
من به مدارک بسیار معتبر و متعددی مراجعه کردم. هیچ ضعفی مهم تر از ضعف مادی ندیدم. چه بیچارگی و چه بینوایی بالاتر از آن که علی بن ابیطالب(ع) را می گریاند. می فرمود: من قدرت این را دارم که از آن مغز گندمی که شما به عمل آورده اید بخورم، و بر بستر پرنیان بیارامم. «و لعل بالحجاز اوالیمامه من لا عهد له باشبع». شاید در حجاز و دورترین نقاط زمامداری من، کسانی وجود داشته باشند که گرسنه سر به بالش بگذارند و علی را بلرزانند. علی (ع) برای حیات انسان ها می لرزد، نه برای تجملات. علی(ع) برای آن می لرزد که جان انسان ها در خطر است.

آیه ای می فرماید:«هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا». یعنی: خداست که آنچه را که در زمین است برای شما آفریده است. در اینجا مقصود از شما کیست؟ این دوری از مبانی اصلی اسلام بود که می گفت: زمین از فقر و گرسنگی منفجر خواهد شد، اما دیدیم که برخلاف اندیشه اقتصاددانان، منفجر نشد، و اگر برای حفظ عرضه و تقاضا، بعضی از اسرافگری ها نباشد، بشر نان خودش را خواهد خورد. من (خدا) نانت را خواهم داد، اگر تو بگذاری! «نحن نرز قکم و ایاهم و لا تقتلو اولادکم خشیه املاق» آن گونه که مالتوس (اقتصاددان) می گفت: قاعدتاً باید پنجاه سال قبل زمین از بین رفته بود، انفجار در نتیجه فقر و گرسنگی! اما این امر اتفاق نیفتاد، مواد معیشت بیش از قبل شد. خوب! از یک طرف خداوند بگوید: آنچه در زمین است برای شما آفریده‌ام، از آن طرف قوانین را طوری وضع کند که دست این انسان ها، دست اکثریت انسان ها از نعمات زمین کوتاه باشد؟! این تناقض نیست؟!

پیامبر اکرم (ص) نمی توانست بگوید: خداوندا، چه کنم، از طرفی فرموده‏ای: “خلق لکم ما فی الارض” و از طرف دیگر قوانین فقهی که اجازه می‏دهد تا عده ای از مردم در فقر بسوزند، این دو در کنار هم یعنی چه؟ «لم یخلق لکم ما فی الارض» برای شما نیافریده است. برای قارون های زالو صفت آفریده است. امکان ندارد! آیه دیگر: «لقد کرمنا بنی آدم». با پروراندن قارون ها نمی شود عدالت اجتماعی برقرار شود. در حالی که عده ای از فقر می سوزند، آیا می شود گفت: این انسان ها، انسان های فقیر، مورد تکریم خداوندی هستند؟ خدایا اگر مرا تکریم کرده‏ای، من که شب را در حال گرسنگی می گذرانم، و باید به او بگویم به من بده، و در آن به من بده، آب آن روی من که تمام پیامبران آمده‏اند که آن را حفظ کنند، خواهد ریخت!

ی
ک روز امیرالمومنین (ع) یک صاع خرما برای فقیری که خیلی باحیا بود، و نیز در صدد سوال برنیامده بود فرستاد؛ یک نفر که نظاره گر این اقدام بود عرض کرد، یا امیرالمومنین! آن شخص که از شما سوال نکرده بود، شما چرا آن محموله را برای وی فرستادید؟ ثانیاً اگر کمتر هم به او می دادید کفایت می کرد. این محموله تقریباً یک بار شتر است. امیرالمومنین (ع) فرمود: خدا امثال تو را در جامعه اسلامی کم کند، که زیاد نکند. من می دهم تو بخل می ورزی؟! او حق خود را می گیرد. اداره معاش انسان ها چنین است که به مقام سوال در نیایند، اگر من بگذارم به مقام سوال در آیند در این موقع ایفای حق انسان نیست. یعنی اگر من برای او، ماده ضروری معیشت را فراهم کنم، ایفای حق نیست، بلکه معامله است. یک طرف معامله، مقداری ماده معیشت است و یک طرف معامله قیمت آن جنس؛ در این معامله قیمت آن جنس آبروی انسانی است که فقط باید به خاک سائیده شود.
ادامه دارد...



نویسنده : مهاجر » ساعت 1:0 صبح روز پنج شنبه 87 بهمن 3


 















... تا به تهران رسیدیم. و باز ترس برمان داشت که نکند تمامی آن همه را در خواب دیده باشیم و این است که بیداری است. اما نه، وقتی که چشممان به تابلوی آن مرد شکمویی افتاد که داشت ساندویچ سوسیس می‏بلعید و در عمق آن، تصویر زینب را یافتم که در کاسه غذایش جز خمیر هسته خرما چیزی نبود، دریافتم که نه، ما بیدار شده‏ایم. و شاهد ما تصویری بود از حضرت امام، تنها چراغ کلبه تاریک آن پیرزن بشاگردی که چون وجدان روشن و بیداری می‏درخشید...و نه! بشاگرد دیگر دیار فراموشی نیست.   
ادامه...


نویسنده : مهاجر » ساعت 6:22 عصر روز چهارشنبه 87 مرداد 9


گفته بودند به ما:
   می‏کشد در همه کس
                      غم نان
                     ایمان را
*
در شبی سرد چو مرگ
        که هوا می لرزید
        و تن خسته شهر
       بستر برف زمستانی بود
        راهی خانه شدم.
من-گرسنه-
       پدرم را دیدم
 که در آن ظلمت سرد
با یخ حوض قدیمی حیاط
جنگ سختی می کرد
تا زخون دشمن
بعد از آن جنگ وضویی سازد
پدرم-بی کلامی گوید-
گفت با من:پسرم!
      چاره مشکل ما 
          ایمان است.

سید حسن حسینی
هم‏ صدا با حلق اسماعیل



نویسنده : مهاجر » ساعت 4:4 عصر روز چهارشنبه 87 اردیبهشت 18


سازندگی اون کاری بود که علی بن ابیطالب (ع) داشت ...
(سازندگی در مقابل دنیا طلبی است!)
{موسیقی}
(سخنرانی مقام معظم رهبری ) :
نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوی بشود و فرزند انقلاب منزوی بشود. به عده ای اشتباه گرفتند مسائل را. {تکرار} یه عده ای اشتباه گرفتند مسائل را.
موسیقی}:
(سخنرانی مقام معظم رهبری ) :
یه عده ای سازندگی را اشتباه گرفتند با مادی گرایی.
سازندگی چیزیست مادیگری چیز دیگری است.
سازندگی یعنی کشور آباد بشود . طبقات محروم به نوایی برسند.
{موسیقی}:
{ موسیقی متن سریال امام علی (ع)}
(سخنرانی مقام معظم رهبری ) :
سازندگی اون کاری بود که علی بن ابیطالب (ع) داشت که حتی در دوران خلافت هم که حالا من اینو تردید دارم تا قبل از خلافت که قطعی است . با دست خودش اون بزرگوار نخلستان آباد می کرد ،زمین احیا می کرد، درخت می کاشت، چاه می کند ، آب جاری می کرد.
این سازندگی است.
دنیا طلبی و ماده طلبی اون کاری است که عبید الله زیاد و یزید می کردند اونا کی چیزی رو به وجود می آوردند و می ساختند ،اونا فانی می کردند، اونا می خوردند،اونها تجملات زیاد می کردند .
این دوتا را با هم اشتباه نباید کرد.
امروز یه عده ای خودشون را غرق در پول و دنیا و ماده پرستی می کنند
به اسم سازندگی ،این سازندگی است؟
{موسیقی}
مصاحبه گر: حالتون خوبه حاج خانم ! خوب هستید! بفرمایید در خدمت باشیم!
زن: خوش امدید ، بفرمایید.
زن : من لباس فروش می کنم . همسایه کمک می کنه . یه همسایه یه کیلو مثلا برنج میده . من لباس فروش می کنم. . .
ادامه مطلب...


نویسنده : مهاجر » ساعت 11:0 صبح روز چهارشنبه 87 اردیبهشت 4


قیصر امین پور

 

ما حاشیه نشین هستیم.

مادرم می گوید : پدرت هم حاشیه نشین بود،

در حاشیه به دنیا آمد، در حاشیه جان کند، یعنی زندگی کرد و در حاشیه مرد.

من هم در حاشیه به دنیا آمده ام.

ولی نمی خواهم در حاشیه بمریم.

برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد.

خواهرم همیشه مریض است. همیشه گریه می کند، گاهی در حاشیه ی گریه، کمی هم می خندد.

مادرم می گوید : سرنوشت ما را هم در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند.

او هر شب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه آسمان سوسو می زند، به من نشان می دهد.

ولی من می گویم : این ستاره من نیست.

من در حاشیه به دنیا آمدم،

در حاشیه بازی کردم.

همراه با سگ و گربه ها و مگس ها در حاشیه ی زباله ها گشتم تا چیز به درد بخوری پیدا کنم.

من در حاشیه بزرگ شده ام و به مدرسه رفتم.

در مدرسه گفتند : جا نداریم.

مادرم گریه کرد. مدیر مدرسه گفت : آقای ناظم اسمش را در حاشیه دفتر بنویس تا ببینیم!

من در حاشیه روز، به مدرسه شبانه می روم.

در حاشیه کلاس می نشینم.

در حاشیه مدرسه می نشینم و توپ بازی بچه ها را نگاه می کنم، چون لباسم هم رنگ بچه ها نیست.

من روزها در حاشیه خیابان کار می کنم و بعضی شب ها در حاشیه پیاده رو می خوابم.

من پاییز کار می کنم، زمستان کار می کنم، بهار کار می کنم، تابستان کار می کنم و در حاشیه کار، کمی هم زندگی می کنم.

من در حاشیه شهر زندگی می کنم.

من در  زمین زندگی می کنم. بر لبه آخر دنیا!

من در مدرسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد.

اگر من در حاشیه زمین زندگی می کنم، پس چه طور پایم بر لبه ی زمین نمی لغزد و در عمق فضا پرتاب نمی شوم؟

زندگی در حاشیه زمین خیلی سخت است.

حاشیه بر لب پرتگاه است، آدم هر لحظه ممکن است بلغزد و سقوط کند.

من حاشیه نشین هستم.

ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.

از معلم پرسیدم : حاشیه یعنی چه؟

 گفت : حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیزی، مثل کناره لباس یا کتاب، مثلاً بعضی از کتابها حاشیه دارند و بعضی ازکلمات کتاب را در حاشیه می نویسند؛ یا مثل حاشیه شهر که زباله را در آن جا می ریزند.

من گفتم : مگر آدم‌ها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه شهر ریخته اند؟

معلم چیزی نگفت.

من حاشیه نشین هستم.

به مسجد می روم، در حاشیه مسجد نماز می خوانم، نزدیک کفش ها؛ در حاشیه جلسه قرآن می نشینم. من قرآن خواندن را یاد گرفته ام، قرآن کتاب خوبی است.

قرآن ما حاشیه ندارد.

هیچ کلمه ای را در حاشیه آن ننوشته اند، اگر هم گاهی کلماتی در حاشیه آن باشند، آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیز و خوبند.

من قرآن را دوست دارم.

خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد.



نویسنده : مهاجر » ساعت 4:0 عصر روز جمعه 86 اسفند 24


در پی اعلام آمار افراد زیر خط فقر در کشور، ستاد دانشجویی مبارزه با فقر تشکیل شد.

جواد کریمی عضو ستاد دانشجویی مبارزه با فقر و دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران در گفتگو با فارس با اعلام این خبر گفت: در پی اعلام آمار 2/9 میلیون نفر افراد زیر خط فقر در کشور از سوی برخی مسئولین، به جهت اهمیت موضوع تعدادی از دانشجویان دانشگاههای مختلف تهران و شهرستانها، ستاد دانشجویی مبارزه با فقر را تشکیل دادند.

کریمی افزود: اعضای این ستاد در حال آماده کردن طرح تکمیلی و جامع مبارزه با فقر هستند تا حداقل در اسرع وقت شرایطی ایجاد شود که کسی در کشور زیر خط فقر زندگی نکند.

وی در ادامه پدیده فقر را در شأن نظام و انقلاب اسلامی ندانست و گفت: در راستای توجه دادن مسئولین به حل این معضل، نخستین برنامه ستاد مذکور در حوزه خاتم‌الاوصیاء در خیابان دماوند تهران و با سخنرانی سید عباس نبوی برگزار می‌شود و در این نشست بخشی از عملکرد گذشته مسئولین که منجر به گسترش این پدیده شده است، بررسی و راهکارهایی برای حل سریع این معضل مدنظر قرار خواهد گرفت.
این فعال دانشجویی افزود: بعد از شروع سال تحصیلی جدید نشستهای بعدی این ستاد در دانشگاههای مختلف کشور از جمله دانشگاههای تهران، امیرکبیر، شریف و... برگزار می‌شود و تشکلهای دانشجویی نیز به این حرکت خواهند پیوست
.



نویسنده : مهاجر » ساعت 4:54 عصر روز چهارشنبه 86 شهریور 28


1- اخیرا وزیر رفاه و تأمین اجتماعی رسماً اعلام کرد که بیش از ده درصد جمعیت شهری و روستایی کشور، زیر خط فقر شدید و مطلق قرار دارند.
این خبر تکان دهنده با نگاهی عمیق‏تر، این واقعیت تلخ را بر همگان روشن می‏سازد که بیش از 7 میلیون نفر از مردم ایران، برای تتأمین بدیهیات زندگی، (به تعبیر قدما به نان شب نیز) محتاجند!
2
- گزارشگر تلویزیون، با حضور در یکی از مجتمع‏های مسکونی شمال شهر تهران، از زبان متصدی فروش این مجتمع اعلام کرد که واحد مسکونی این محل، بین مبالغی از 700 میلیون تا 4 میلیارد تومان، خرید و فروش می‏شوند!
هر متر از این آپارتمان‏های این برج حدود 5 میلیون تومان قیمت گذاری شده و کوچکترین واحد از منازل این برج به قیمت حدود 600 میلیون تومان و واحدهای بزرگتر آن تا حدود 2 میلیارد و 500 میلیون تومان، قیمت گذاری شده است!
همچنین استقبال شایانی از این خانه‏های آپارتمانی به عمل آمده بطوری که تا طبقه 30 این مجتمع، به فروش رسیده است!
3
-....؟؟؟؟؟؟!!!!!!



نویسنده : مهاجر » ساعت 11:13 صبح روز دوشنبه 86 شهریور 19


واکنش طلاب و دانشجویان به آمار تکان‌دهنده فقر در کشور؛
مسئولان پاسخگو باشند

در پی اعلام خبر تکان دهنده وزیر رفاه در خصوص زندگی 2/9 میلیون نفر زیر خط فقر شدید و مطلق و پس از آن آمار حدود 12میلیون زیر خط فقر شدید و مطلق از سوی موسی الرضا ثروتی از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس، که با سکوت رسانه ها و سایر مسوولان همراه بود تشکلها و فعالان دانشجویی و طلاب به انتقاد شدید از بی اعتنایی به مستضعفین و محرومین پرداختند.
ادامه مطلب...


نویسنده : مهاجر » ساعت 9:27 عصر روز سه شنبه 86 مرداد 30


امام خمینی(ره)

امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، جنگ پا برهنه‏ها و مرفهین بی‏درد شروع شده است. و من دست و بازوی همه عزیزانی که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‏اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده‏اند می‏بوسم، و سلام و درود های خالصانه خود را به همه غنچه‏های آزادی و کمال نثار می‏کنم.

29/4/67 پیام حضرت امام (روحی فداه) به مناسبت پایان جنگ و شروع جنگ فقر و غنا



نویسنده : مهاجر » ساعت 12:49 صبح روز جمعه 86 تیر 22

   1   2      >