اشاره:
هر «مسافرت جهادي» براي شرکتکنندگان آن «سفر نو»يي خواهد بود که با وجود روح حاکم بر سفرهاي جهادي نبايد با ديگر مسافرتها قياس شود(البته «سفر اول» هميشه دلچسبتر است!). گر چه اين نظر راه را بر «نقد و بررسي» فرآيند برگزاري مسافرت جهادي نميبندد. فعاليتهاي مختلفي که در مجموع منجر به برگزاري مسافرت جهادي ميشود بايد هر ساله مورد مداقه قرار گيرد، براي نقاط ضعف چارهاي انديشيده و در مسير مرتفع نمودن آن حرکت کرد و نقاط قوت آن را بهبود بخشيد.
کاري که از مسافرت جهادي دوم بدان بطور گسيخته پرداخته ميشد. بر آن شديم تا براي مسافرت امسال اين روند تا حد امکان مکتوب، مشروح و دقيق باشد.
اين مهم در دو بخش «قبل از مسافرت» و «حين مسافرت» بررسي شده است. در اين قسمت به فعاليتهاي قبل از مسافرت خواهيم پرداخت. برخي از فعاليتها هم در قسمت دوم در بخش معاونتها بررسي خواهيم کرد. بديهي است به دليل عدم دسترسي به اغلب دوستان اين مطالب از ديدگاه بنده به عنوان مسئول گروه جهادي و مسافرت جهادي سوم و چهارم نوشته شدهاست. قطعاً نقد دوستان نسبت به عملکرد بنده و ديگر دوستان نيز محترم و قابل درج در اين وبگاه خواهد بود. از نظرات همه دوستان در اين مورد استقبال ميکنيم.
+فعاليتهاي پيش از مسافرت و طول سال:
نگاهي به طيف فعاليتها و شيوهي اجراي آنها نشان ميدهد که فعاليتها صرفاً در جهت تبليغ گروه جهادي و سفر جهادي بودهاست. برگزاري نمايشگاه عکس، طرح روزه عمومي، چاپ نشريه مهاجر همسفر(ويژه ثبتنام) و ... همه نشان از صدق اين نظر دارد. در حالي که شايد بتوان گفت تنها فصلنامه مهاجر در جهت ايجاد معرفت نسبت به حرکت جهادي بوده است(با تيراژ و طيف مخاطب محدود!). هيج جلسهاي يا زماني براي تبيين اهداف و آرمانهاي مسافرت جهادي و حرکت جهادي برگزار نشده است و اين بسيار خطرناک است. طيف شرکتکنندگان و ثبتنام کنندگان بخوبي بازتاب اين فعاليتها را نشان ميدهد.
پس بايد در تعريف فعاليتها تناسبي بين «تبليغات» و «ايجاد معرفت» برقرار کرد و بر وجه دوم بيشتر پاي فشرد.
+ تبليغات و ثبت نام:
ثبت نام در 3 پايگاه انساني، پايه و مهندسي انجام شد. روند ثبت نام و زمان ثبتنام و حجم تبليغات در مقايسه با سالهاي گذشته وضعيت مطلوبتري داشت. سال گذشته 50 نفر از 150 نفر ثبتنام کننده در مسافرت شرکت کردند(33% ثبتنام کنندگان) و امسال 65 نفر از 120 نفر ثبتنام کننده در مسافرت شرکت کردند(50% ثبتنام کنندگان).
توزيع دورنما، قبض کمک مالي و برنامه فرهنگي داخلي در بين شرکتکنندگان از نکات مثبت امسال بود، اگر چه بايد زودتر(هنگام ثبت نام) اين کار انجام ميشد.
برگزاري جلسه توجيهي هم تأثير خوبي در ثبت نام کنندگان داشت. براي جلسه توجيهي بايد برنامه ريزي بيشتري کرد. ولي وجود آن بسيار مفيد است.
چند پيشنهاد در اين رابطه:
1. جمعآوري کمک مالي از اساتيد و دعوت آنها به مسافرت:
پيشنهادي که از سال گذشته هم مطرح بود؛ ليکن نياز به پيگيري و صرف وقت و برنامهريزي دارد. به نظر بنده بايد اين کار را از کانالهاي مختلف پيگيري کرد(دفاتر گروهها، رياست دانشگاه و دانشکدهها، معاونت فرهنگي-دانشجويي و ...).
2. دعوت بزرگان:
در دو زمينه خارجي و داخلي قابل پيگيري است و فکر ميکنم طي اين 4 مسافرت وجود نداشته و يا خيلي ضعيف بوده است:
- جو داخلي مسافرت:
مثلاً حضور حاجآقا وحيدي و يا حاجآقا قاسميان و يا حتي آقاي پناهيان و يا آقاي رحيم پور ازغدي؛ حضور اين افراد در جمع مسافرت بسيار اثر بخش است.
حضور رياست دانشگاه، دفتر نهاد و يا معاون فرهنگي- دانشجويي و ... براي جلب همکاري بيشتر آنها مؤثر است.
- فرهنگي خارجي:
بعضي افراد چهرهاند. يعني کافي است شما جايي اعلام کنيد فلاني قرار است بيايد؛ قلقله مي شود! بعضي از افراد بالا همينطورند! اگر قرار شد تشريف بياورند ميشود هم در سطح استان و هم در شهرستان و روستاها از آنها استفاده کرد!
3. تبليغات رو در رو:
ارتباط و صحبت رو در رو بهترين شيوه معرفي حرکت به دانشجويان است. ميتوان به بهانههاي مختلف از فضاي باز دانشگاه (مثلاً جلوي سلف و يا ورودي دانشکدهها) استفاده کرد.
تبليغات و کمپ داخل شهر هم به نظر کارآمد خواهد بود.
*آنچه در تبليغات رو در رو مهم است؛ آگاهي شخص مذکور نسبت به حرکت و فعاليتهاي گروه است.
4. ...
از پتانسيل ديگر تشکلها براي معرفي حرکت هم ميتوان استفاده کرد، ليکن بايد مراقب بود.
ديدارهاي عمومي هم در اين رابطه مفيد است. مثلاً قبل از نماز ظهر در مسجد امام علي(ع) و يا اوايل ترم در نمازخانه خوابگاه. اين کار در جذب وروديهاي جديد مخصوصاً طيف مذهبي آنها بسيار مفيد است.
معرفي گروه به ورودي جديدها به هنگام ثبتنام هم مفيد است.از اين جهت که والدين دانشجويان هم حضور دارند اهميت بيشتري دارد.
همايش با محوريت موضوع«محروميت» و يا «هجرت و جهاد» هم مفيد است که سال گذشته نتوانستيم اجرا کنيم.
پخش فيلم ماهيانه و يا دوهفتهاي هم با همين موضوع پيشنهاد ميشود. با توجه به اينکه بهانهاي است تا درباره اين حرکت با دانشجويان تعامل شود. اگر خشک و خالي هم نباشد چه بهتر!
برگزاري نمايشگاه عکس در مکانهاي مختلف مانند ديگر دانشگاهها، فرهنگسراها و ادارات نيز ايده خوبياست. که علاوه بر سمنان در تهران هم قابل پيگيري است.
+تيم اجرايي(معاونين) مسافرت:
کمبود نفرات مناسب براي برگزاري مسافرت جهادي از ابتدا مشکل گروه ما بوده است بطوريکه معمولاً انتخابي بين چند گزينه حداقل براي بنده وجود نداشته است. به نظر بنده اين مشکل به دلايل زير است:
1. از دست دادن هسته اوليه:
اگر به شرکت کنندگان اولين سفر جهادي(نوروز85-دونخي) نگاه کنيم خواهيم ديد که تمامي کساني که ورودي همان سال(84) بودند اغلب در مجموعه بسيج جذب شدند. حسن سزاوار، امين آجورلو و سيد حسين تقيان که حدوداً هسته مرکزي حوزه* را تشکيل ميدهند. ليکن از اين سه نفر هيچکدام در مسافرت سال بعد به عنوان معاون حضور نداشتند و يا شرکت نکردند. حضور اين افراد در گروه جهادي ميتوانست شرايط رشد گروه را فراهم نموده و اکنون وضعيت ديگري حاکم بود. در کل جذب پتانسيلهاي ايجاد شده در گروه جهادي توسط ارکان مختلف بسيج دانشجويي زمينه رکود گروه را فراهم نموده است (سعيد سلماني، سجاد شيرکوند و مسعود بهرامي از معاونين جهادي سوم و محمد زيبافر از نيروهاي بالقوه گروه). علاوه بر آنکه برخي تنگنظريها مانع حضور برخي افراد در تيم اجرايي مسافرت شدهاست. در اين صورت معاونين مسافرت تنها يکسال (حتي يک مسافرت) با گروه همکاري نموده و پس از مسافرت به کار ديگري مشغول ميشوند.
2. نبود امکانات، دفتر و فضاي مجزا براي گروه جهادي:
پس از گذشت حدود دو سال و نيم از شروع فعاليت گروه هنوز جلسات اين گروه در مکانهاي مختلف مانند مسجد، اتاق بسيج، منزل دوستان و ... برگزار ميشود. هر لحظه امکان دارد کامپيوتري که اطلاعات گروه در آن ذخيره شدهاست جا به جا شود(چند ماه پيش اين اتفاق افتاد و يک هفته کار گروه را دچار مشکل کرد). اگر کسي بخواهد با گروه ارتباط برقرار کند نميداند بايد به کجا مراجعه کند و چه کسي پاسخگوي اوست. تلفن تماسي وجود ندارد و ... . وضعيت مالي گروه مستقل نيست. همه و همه اين عوامل شرايط عدم انسجام گروه را در طول سال فراهم ميکند. بطوريکه حقير نتوانستم بين اعضاي اندک گروه طي 6 ماه انسجام خاصي برقرار کنم. قطعاً تا اين مشکل مرتفع نشود نبايد انتظار يک گروه منسجم را داشت.
3. کمبود وجود فارغالتحصيلان برخي دبيرستانها:
حضور فارغالتحصيلان دبيرستانهايي مانند مفيد، خواجه نصير و ... در دانشگاههاي تهران زمينه مساعدي براي گروههاي جهادي اين دانشگاهها فراهم نمودهاست (گر چه از اين ناحيه ضربههايي هم به حرکتهاي جهادي در دانشگاههاي مذکور خوردهاست که باعث تصميم به تصويه و کم کردن نفوذ اين طيف در گروههاي جهادي شدهاست). تجربه جهادي نداشتن مشکل بسياري از معاونين مسافرت در دانشگاه ماست.
در مجموع کمبود نيروي انساني يکي از مشکلات گروه است که بايد تربيت و منسجم شوند. راهکارهاي زير پيشنهاد ميشود:
1. تشکيل گروه مطالعاتي و جلسات منظم درباره حرکت جهادي.
2. برگزاري اردوهاي تشکيلاتي ويژه ماهيانه يا دو ماهيانه.
3. برگزاري سفر جهادي ويژه نوروز براي 25-30 نفر و يا شرکت در مسافرت جهادي ديگر گروهها مثلاً رضوان.
تيم اجرايي مسافرت امسال 4 ماه زودتر(حدود اسفندماه) تشکيل جلسه داد؛ ليکن در حوزه فعاليتهاي فرهنگي(خاجي) و پژوهشهاي مردمي نسبت به سال گذشته ضعيفتر عمل شد.
عملکرد معاونين امسال را در قسمت اجرايي مسافرت بررسي خواهيم کرد.
به نظر بنده تيم مسافرت امسال حداکثر تا اواسط آذر ماه بايد تشکيل جلسه بدهد. مسئول مسافرت هم بايد تا اواسط آبان ماه معين شود.
+سفرهاي شناسايي:
سفرهاي شناسايي در مقايسه با سال گذشته 3 ماه زودتر شروع شد. تا 15 فروردين ماه 2 سفر انجام شدهبود و منطقه مسافرت قطعي شده بود. ليکن مسافرت سوم بايد کمي زودتر انجام ميشد که به دليل انتخابات به تعويق افتاد.
از لحاظ زماني مسافرتها مناسب بود. ليکن تيم سفرها و هدفمند بودن آنها چندان برنامهريزي نشده بود.
به نظر بنده سفرهاي پيشقراولي طبق برنامه زير براي مسافرت تابستان مناسب است:
1. بهمن ماه: بررسي اوليه چند منطقه
2. اسفند ماه: انتخاب قطعي منطقه و ارتباط با مسئولان استان و شهرستان
3. فروردين ماه: شناسايي دقيق عرصههاي فعاليت و انجام سفرهاي تخصصي فرهنگي، سازندگي و پژوهشهاي مردمي و اسکان گروه
4. ارديبهشت ماه: بررسي تغييرات منطقه و تکميل ارتباطات
5. تيرماه: سفرهاي تدارکاتي، قطعي نمودن عرصهها، اطلاع رساني
+ زمان مسافرت:
زمان مسافرت امسال با توجه به چند فاکتور انتخاب شد:
1. شرايط آب و هوايي منطقه:
با توجه به گرماي منطقه هر چه مسافرت زودتر انجام ميشد، کار در منطقه با سختي کمتري مواجه ميشد.
2. زمان قبل و بعد از مسافرت:
هر چه زمان بيشتري وجود داشته باشد وقت بيشتري از معاونين گرفته خواهد شد و بعد از مسافرت زمان بيشتري براي ارائه مستند وجود خواهد داشت.
3. تعداد شرکت کنندگان:
هر چه زمان مسافرت به پايان سال تحصيلي نزديکتر باشد انصراف شرکتکنندگان به دلايل مختلف کمتر خواهد بود.
به نظرم در هر سه مورد موفقيت حاصل شد. ليکن مدت کم بين اتمام امتحانات پايان ترم و برگزاري مسافرت بر فعاليتهاي فرهنگي و پژوهشي اثر منفي گذاشت.
+منطقه مسافرت:
منطقه مسافرت از نظر محروميت درجه متوسط قرار داشت ولي براي فعاليت فرهنگي بهترين انتخاب بود.**
-----------------------------------
* منظور حوزه بسيج دانشجويي دانشگاه سمنان(امام حسين(ع)) است.
** در زمينه «سفرهاي شناسايي» جزوه مختصري تهيه شدهاست که به زودي پس از رفع برخي نواقص آن در اختيار دوستان قرار خواهد گرفت.

